جلسه ۹۲
1بسم الله الرحمن الرحیم
عرض شد كه دلیل سوم و برهان سومِ مرحوم آخوند بر امتناع زیادت وجود برماهیت به تلازم بین بطلان وجود كه امكان زوال وجود درصورت برهان دوم كه بحث در ـ تقدم الشیء على نفسه» است برمىگردد دراین برهان، امكان زوال وجود است بیانى كه ایشان آوردند عرض شد، كه چنانچه وجود، زائد بر ماهیت باشد در صورت عروضش بر وجود احتیاج به غیر دارد و معلول خواهد بود و در زیادى وجود بر ماهیت، معلول براى غیر خواهد بود. ودر صورتى كه معلول براى علت ثالثى باشد طبعاً واجب الوجود تبدیل به ممكن الوجود مى شود و چون امكان وجود مساوى با امكان زوال وجود است بنابراین امكان زوالِ وجود از واجب الوجود لازم مىآید و همینطور در صورتى كه معلول براى معروض خود باشد دراین صورت هم امكان ذاتى مساوق با امكان ظواهر وجود است. این دلیلى بود كه ایشان به تلازم آوردند.
ایشان در مقام رد این دلیل و نقد این دلیل فرمودند كه امكان ذاتى منافاتى با وجود بالغیر ندارد. چون ممكن است كه یك ماهیتى امكان ذاتى داشته باشد مانند همین ماهیات متعینه در خارج و بعد به لحاظ حیثیت تعلیلیه واجب بالغیر باشد و از ناحیه علت به او افاضه وجود بشود و چون علت واجب است پس افاضه وجود هم واجب؛ و این واجب الوجود بالغیر مىشود این رد ایشان است. تا اینجا نظر ب خود وجود عارض و زائد داشتیم. در نظر به وجودِ نفس عارض و زائد این بحث پیش مى آید كه وقتى این وجود، امكان ذاتى بر او صادق است، امكان ذاتى ملازم با امكان زوال است. چون از ناحیه علت باید وجود به او افاضه بشود. بنابراین در نفس خود وجودِ واجب این بحث مىآید كه اگر نظر به وجود واجب داشته باشیم، موجب امكان زوال وجود براى نفس موجودیت خود همین وجود است؛ و اگر نظر به ذات علت و ذات مفیض كه همان ماهیت واجب باشد داشته باشیم در این صورت اشكال پیش نمىآید به جهت اینكه در اینجا ذات علت كه همان ماهیت واجب است از ناحیه علت، افاضه وجود مىشود. بنابراین، در این صورت با فرض اینكه ما او را واجب بدانیم وجودِ واجب، واجب الوجود بالغیر خواهد بود و این تلازم كه بطلان تالى است مورد خدشه واقع مىشود.

