جلسه ۹۲
5این مئسله ایشان كاملًا تصریح به اصالت وجودى بودن ایشان است. چون مىخواهند بفرمایند؛ كه علت وجود، وجود است و علت ماهیت علت تجوهر است. علتِ وجودِ خارجى، وجودِ خارجىِ است. علتِ وجودِ ذهنى، وجود ذهنى است. علت لوازم ماهیت براى ماهیت نفس ماهیت است. چرا ماهیت آب سیلان دارد سیلان آب معلول چیست؟ معلول نفسُ الماء است. حالا سواى اینكه؛ این ماء در خارج محقق باشد یا نباشد. یك وقت مى گوئیم چرا این سیلان در خارج براى آب است؟ به خاطر این كه وجود این آب است. یعنى یك وقتى سیلان خارجى مورد نظر است، این سیلان خارجى معلول براى وجودِ ماءِ خارجى است. ولى نفسُ السیلان، اگر از شما بپرسند و اصلًا آبى در دنیا نباشد چون همه آبها را خورشید بخار كرده و هوا رفته است. از شما بپرسند كه اگر مائى بخواهد باشد ماء چیست؟ شما در تعریفش مىگویید كه مایعٌ سیال. این مایع بودن و سیال بودن كه در تعریف مُعَّرف مىآورید این مُعَّرف چیست؟ به عنوان یك قضیه حقیقیه به نفسِ ماهیت بر مىگردد.
ابن سینا هم همین حرف را مىزند ایشان در ردّ كلام فخررازى مى گوید ـ ، البته فخررازى بعد از ابن سینا آمده است ولى عبارات ابن سینا در اینجا بسیار عبارات واضح و گویایى است ـ . كه علت باید مسانخت با معلول داشته باشد. ماهیت؛ علت براى ماهیت و لوازم و آثار ماهیت است. وجودِ ماهیت علت براى وجودِ لوازم و آثارِ ماهیت است. هركدام بجاى خودش محفوظ. از اینجا ما به كلام فخر رازى كه اشكالى وارد كرد مىتوانیم جواب بدهیم براى اینكه ـ تقدّم الشیء على نفسه ـ باید تقدّم بالوجود باشد. تقدّم بالتجوهر در مورد حمل لوازم ماهیت بر ماهیت است نه حمل لوازم موجوده ماهیت برماهیت. لذا ـ تقدّم الشیء على نفسه ـ لازم مىآید و برهان هم مىگوید اگر وجود زائدِ بر ماهیت در بارى تعالى باشد ماهیتش ـ چون علت وجود است ـ باید قبلًا موجود باشد. وقتى كه قبلًا موجود بود، پس ـ تقدّم الشیء على نفسه ـ لازم مىآید. یعنى قبل از اینكه علت؛ براى وجود خودش باشد، خودش موجود بوده است و دیگر اشكالى به این قضیه وارد نمىشود.

