جلسه ۹۰
1مرحوم آخوند ادلهاى بر وحدت حقیقى وجود واجب با ماهیت او و به عبارت دیگر عینیت او بیان كردهاند.
دلیل اول مرحوم آخوند بر وحدت حقیقى وجود واجب با ماهیت او
دلیل اول ایشان این بود كه اگر ذات واجب عین وجود او نباشد بلكه وجود عارض بر ذات بشود لازم مىآید كه (ذات واحد فى عین وحدته و فى عین بساطته) هم قابل باشد و هم فاعل؛ و یك شیء واحد به لحاظ واحد و با حفظ بساطت نمىشود فاعل باشد و قابل باشد. بیان این مطلب این است كه: وجود در عروضش بر ماهیت؛ واجب با فرض بساطت او یا در این عُروض، معلول براى غیر است یعنى خارج از ذات به عنوان عَرَضى خارجِ محمول، عارضِ بر ذات مىشود و در این عُروض نیازمندِ به غیر است؛ و به عبارت دیگر مصحّح حمل وجود بر ماهیت، واجب را، حیثیت تعلیلیه معین مىكند و ارتباط با علت دیگر، مصحّح این حمل است كه در این صورت خلف لازم مىآید چون وجود واجب در عروضش ممكن است و از واجب الوجودى به ممكن الوجودى سقوط مىكند و این خلف است.
و اگر این وجود در عروضش بر ذات واجب و بر ماهیت، معلول غیر نباشد بلكه معلول خود این ذات باشد لازم مىآید كه همه جنبه فاعلیت و هم قابلیت داشته باشد و به عبارت دیگر چون وجود لازمه ذات است و ذات، فاعل در این وجود خواهد بود پس نفسِ ذاتِ واجب كه بسیط است فاعلیت در حمل وجود بر خودش دارد اگر اینطور باشد لازم مىآید كه شئىِ واحد و بسیط در عین وحدت و بساطت خود متحیث به دو حیثیت باشد، حیثیت قابلیت و حیثیت فاعلیت. چون قابل به معناى این است كه این وجود در عروضش بر این موضوع كه همان ذات و ماهیت واجب باشد موجب قبول آن ذات خواهد بود و اما فاعل است از این باب كه علت براى این وجود است و ما آن را معلول براى ماهیت مىدانیم نه شیء دیگرى را و این هم عقلا محال است.

