اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۹۰

3
  •  پس ما در اینجا دو مرتبه داریم و در هر مرتبه حكمِ مختص به همان مرتبه را ما باید انجام بدهیم، اینكه در یك مرتبه واحد خشب هم فاعل باشد و هم منفعل باشد این عقلا مستحیل است. حالا در اینجا جنبه عدم قبولِ فاعلیت و انفعال در مرتبه واحد موجب شده است كه ما قائل به بطلان مقدم بشویم اما اگر آمدیم و قابلیت را از این باب بحث كردیم كه گاهى از اوقات مى‌بینیم خودِ ذات، علتِ براى لوازم و براى اعراض ذات است و آن اعراض جنبه معلولى بالنسبه به ذات دارد یعنى ذات، فاعل؛ بالنسبه به عوارض است او مانند كتاب فاعل است به نسبت به اعراضى كه عارضِ بر او مى‌شوند مثل كم و كیف و تحیز امثال ذلك البته بعضى از اعراض از خارج باید بیایند مانند الوان كه خارج از محمول هستند و نیاز به واسطه در عروض دارند.

  •  و لیكن بسیارى از اعراض هستند كه معلول براى نفس ذات هستند یعنى به جعلِ واحد؛ خود ذات وقتى جعل مى‌شود جعل اعراض را هم بدنبال دارد وقتى كه كتاب جعل مى‌شود و مصنوع مى‌شود، كَم هم همراه این كتاب موجود است در اینجا این اعراض معلول براى ذات هستند ولى در عین حال ما مى‌گوییم این كتاب موضوع براى حمل این عرض بر اوست و معروض براى عرض است به عبارت دیگر قبول این عرض را مى‌كند این قبول به معناى اتصاف است یعنى این موضوع متصف به این وصف است متصف به این عرض است و معروض براى این عرض خواهد بود این مسئله با مسأله انفعال دو تا است یك وقتى مى‌گوییم این موضوع منفعل مى‌شود از عَرَضى كه عارض بر آن مى‌شود، این یك مطلب است و یك وقتى مى‌گوییم این موضوع متصف به وصفى مى‌شود كه بر او عارض مى‌شود در عین حال كه متصف به آن وصف است در عین حال جنبه فاعلیت نسبت به آن وصف را هم دارد اگر این موضوع نبود وصفى و عرضى در كار نبود.