اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۸۹

7
  •  این مسأله مسأله مهم است یعنى مطلب اصالت الوجود، ما را به این نكته مى‌رساند: كه هیچ چیزى غیر از وجود؛ معنا ندارد در خارج تعین داشته باشد. و این نكته، نكته مهم است كه در برهان اول مرحوم آخوند ما از این نكته باید استفاده كنیم.

  •  مرحوم آخوند ادله متفاوتى را براى اثبات نظر خود مى‌آورد:

  • دلیل اول مرحوم آخوند براى اثبات نظر خود

  •  یكى از آن ادله دلیل خُلف است و آن این است كه وجود واجب بسیط است و اگر مركب باشد لازمه‌اش احتیاج و تركیب است و نیازمند به علت ثالث است؛ نه! فرض براین است كه وجود واجب بسیط است مثل بقیه بسائط؛ وجود واجب هم بسیط است.

  •  اگر ماهیت واجب بسیط باشد با فرض بساطت ذات لازمه‌اش این است كه این ذات در عین بساطت هم قابل باشد وهم فاعل؛ چطور؟ چون شما مى‌گوئید وجود زائد بر ذات است و زائد برذات بودن یعنى عارض بر ذات شدن، وجود؛ در اینجا عارض بر ماهیت مى‌شود و ماهیت را در خارج موجود مى‌كند.

  •  بنابراین وجود عارض بر ذات است نه اینكه از نفس ذات، وجود را انتزاع كنید یعنى وجود نیاز به حیثیت تعلیلیه دارد یعنى این وجود كه الآن عارض برذات شده است یا در عروض خود محتاج به غیر است و معلولِ غیر است یا معلولِ نفس معروض است كه ممكن است خودِ معلول علت براى عَرَض باشد خود نفس معروض و نفس موضوع علت براى یك عَرَض است.

  •  نفس این كتاب علت براى عرضّیت كَم است. چرا این كَم وجود دارد؟ به جهت نَفسُ الكتاب نفس این كتاب خودش علت براى كمیت است، نفسُ الكتاب؛ علت براى حجمّیت است، نفسُ الكتاب، علت براى عروض تعین و متاع و امثال ذلك است خود این كتاب متحیز است؛ پس عروضِ این تعّین مكانى معلول خود كتاب است و نیاز به چیزى نیست یعنى جاعل نیامده یك كتاب خلق كند و یك تعین را خلق كند و ارتباط با مكان را براى این كتاب خلق كند؛ نه! جعل به كتاب خورده است و وقتى جعل به كتاب خورد علت شده است براى تعین، و براى كم و امثال ذلك. گاهى از اوقات عرضیت عرض معلول غیر است مثل اینكه جاعلى مى‌آید یك رنگى را یك لونى را بر این كتاب مى‌مالد خوب این معلول غیراست فاعل و از خشب یك منبر مى‌سازد فاعل در اینجا مى‌آید و از آجر یك بنا مى‌سازد كه این عرضیت معلول غیر است اگر این امكان هم معلول غیر باشد، به غیر لازم دارد و هذا خلفٌ؛ چون علتِ ثالث آمده است و موجب عروض وجود بر ماهیت شده است لذا این واجب الوجود از واجب الوجودى خود بیرون مى‌آید و ممكن مى‌شود.