جلسه ۸۹
3اما اگر آمدیم بحث را تغییر دادیم و گفتیم ماهیت عبارت است از همان تعین وجود و ماهیت یك نوع و یك مقوله مخالف در قبال وجود نیست و به عبارت دیگر اشكالى كه ممكن است بر كلام صدرالمتألمین در برهان اول عدم زیاده وجود بر ماهیت وارد بشود در آخر كلام مىفرمایند: كلامٌ سَیرِدُ علیك انشاء الله معلوم مىشود كه خود صدرالمتالمین برهان اول را بواسطه تشكیك در بطللان تالى خیلى قبول ندارند یعنى در این دلیل اول نظر دارند و ما بر این نظر صدرالمتالمین اشكال داریم این اشكال اینجا بایستى مسلم و منجز بشود تا بتوانیم به كلام ایشان برسیم به اینكه آیا مىتوانیم این اشكال را وارد بكنیم یا نمىتوانیم. و آن نظر این است كه ماهیت اصلًا تحقق خارجى ندارد «لا حَقِیقَه فِى الوجُودِ فِىِ عَالَمِ الوجود الّا الوُجوُد» و ماهیت عدم محض و اعتبارات و حیثیات وجود است و چیزى سواى وجود نیست یعنى اینطور نیست كه یك وجودى در این طرف باشد و ماهیتى در آن طرف باشد و این دو با هم آشتى كنند و انس بگیرند مانند دو وجود متخالفَین كه بواسطه یك عقد نكاح با همدیگر آشتى مىكنند این ماهیت و وجود هم با همدیگر انس بگیرند ماهیت عبارت است از حیثیات وجود و از شئون وجود؛ ماهیت عبارت است از تطوّر وجود یعنى شیئى غیر از وجود معنا ندارد خود آن ماهیت تعین وجود است كه ما اسمش را ماهیت مىگذاریم فرض كنید كه دست عبارت است از یك حقیقتى كه داراى خَمسَه اصَابِعٍ است، واحد؛ اثنى؛ ثلاثه؛ اربع؛ خمسه؛ این دست و ید داراى خَمسَه اصَابِعٍ است و داراى ظفر است داراى بشره است داراى عظم و لحم است به این ید مىگویند. حالا این ید بروز و ظهور متفاوتى دارد یك وقتى ید به صورت مفتوح است وقتى ید به صورت قبض و مجتمع است با یدٌ و یك وقتى به صورت بسته است باز یدٌ؛ در تمام این حالات ید است و فرق نمىكند؛ تطورات ید مختلف است با تطورات ید كه یك ید با ید دیگر تفاوت نمىكند.

