جلسه ۸۹
5وجود هم همین طور است وجود خود را قایم كرده و شما بروزات آن را د در خارج مىبینید پس به قاعده اصاله الوجود حقیقت و تعین اختصاص به وجود دارد. پس چیزى غیر از وجود باقى نمىماند حالا این وجود در یك مرتبه به این نحو ظهور دارد ما اسمش را ماهیات مركِبات مىگذاریم، این وجود در این مرتبه به این نحو تعّین دارد ما اسمش را ماهیاتِ بسیطه مىگذاریم این وجود در وجود واجب تعالى كه اصلًا ماهیتى ندارد فقط به تعین محض بدون ظهور است یعنى در وجود واجب بدون ظهور است و ظهور او عبارت از عین تعین خارج است. همه تعیناتِ در خارج را وقتى به همدیگر بكوبید و مخلوط كنید و ممزوج كنید وجود واجب مىشود این تعین خارج عبارت از وجود واجب است.
بنابراین آن اطلاقى را كه ما مىكنیم آن اطلاق اطلاق ماهیت است ما در اینجا به تعین وجود اطلاق ماهیت مىكنیم این دیگر اشتراك لفظى نیست. حالا این تعین فرق مىكند.
چطور كه در باب اوامر این حرف را مىزنیم فرض كنید كه صیغه امر دلالت بر وجوب مىكند آیا دلالت بر استجاب و بر تحدید و بر استهزاء مىكند؟ نه! چون صیغه امر دلالت بر استهزاء مىكند و گاهى اوقات صیغه امر دلالت بر تحدید مىكند افعلوا مَا شِئتَ یك وقتى صیغه امر دلالت بر استجاب مىكند مثل صَلِّ صَلاه الّلیل یعنى نماز شب مستحب است.
و یك وقتى صیغه امر دلالت بر وجوب مىكند: وانکحوا الا یامى منکم و الصّالحینَ مِن عِبادکم و إمائکم إِن یکونوا فُقَراءَ یغنِهمُ اللّهُ مِن فَضلِهِ و اللّهُ واسعٌ علیمٌ.1
صحبت در این است كه صیغه امر دلالت بر وجوب نمىكند؛ صیغه امر دلالت بر افعَل مىكند و افعَل در هر موردى یك بروز و یك ظهورى و یك تعینى دارد؛ افعَل وقتى كه از دانى به عالى است دلالت بر عَرضه و تقاضا و طلب است و وقتى كه از عالى به دانى است این دلالت بر وجوب مىكند اگر با این حدّ وجوب و الزام باشد وجوب مىشود، و اگر الزام نباشد استحباب و امثال ذلك مىشود؛ پس صیغه امر وضع شده است براى طلب، این طلب، موارد و تعینات مختلف دارد.
- ١- سوره النور (٢٤) آيه ٣٢.

