اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل (2) فی أن واجب الوجود لا یکون بالذات و بالغیر جمیعا و فی عدم العلاقة اللزومیة بین واجبین لو فرضنا

نسخه عربی

جلسه ۸۸

4
  •  یعنى یك امر بسیط در عین حال تعدد بگیرد، در عین بساطت تعدد پیدا بكند این چیست؟ این محال است بدون هیچ شائبه‌اى، این ممتنع خواهد بود، بناءً علیهذا این اجتماع مثلین است در موضوعٍ واحد، اجتماع مثلین اثبات دوئیت مى‌كند، نه اینكه اثبات وحدت مى‌كند، دو شیئى كه من جمیع الجهات واحد هستند و متمایز به هم هستند؟ همان صرف اثبات یك تعین خاص براى یك شیء و تعین براى یك شیء دیگر كفایت مى‌كند بر تنافى بین مثلین و عدم اجتماع مثلین در موضوع واحد پس بنابراین این از این نقطه نظر هم چى شد؟ بهش اشكال وارد شد.

  •  مطلبى را كه در اینجا، در آخر مرحوم آخوند مى‌فرمایند او این است كه همین، همینكه من قبلًا عرض كردم این است كه: بعضیها آمده‌اند راجع به متضایفین قائل به چى شدند؟ قائل به علاقه لزومیه شدند، كه ممكن است این علاقه لزومیه حتى در غیر واجبین هم وجود داشته باشد علیت و اینها و در آنجا آمدند گفته‌اند: هر كدام از اینها واجبند به قیاس إلى الغیر نه اینكه ممكنند چون دو شیء در قیاس به همدیگر، دو شیء در قیاس به همدیگر اشكال ندارد كه امكان چیز داشته باشد، امكان بالقیاس إلى الغیر داشته باشند، این با به دیگرى ممكن است او هم با به دیگرى ممكن است و هیچ علاقه لزومیه‌اى بین اینها نیست، این اشكال ندارد، اما دو شیء نسبت به همدیگر واجب بالقیاس إلى الغیر باشند، این در اینجا در مورد متضایفین، این در اینجا ایشان مى‌فرمایند: كه هیچكدام از این دو تا علت براى دیگرى نخواهد بود، بلكه این دو علت براى شیء ثالث خواهد بود و هركدام این ها به نسبه به دیگرى امكان بالقیاس إلى الغیر را دارند، نه اینكه واجب بالقیاس بالغیر هستند، یعنى متضایفین، بدون توجه به علت، اینها واجب بالقیاس به هم نیستند، آن علت، عبارت است از تحیت و مكان است اگر آن مكان نبود متضایفین هم وجود داشتند، اگر تعین زمان نبود متضایفین هم وجود داشتند، پس بنابراین حالا ما زمان را قرار بدهیم، مكان را قرار بدهیم، امتداد، نفس الامتداد خود خط، تحاذى اینها تمام، محاذات بودن، اینها تمام همه علت است براى اینكه خود آن دو شیء تحقق پیدا كند حالا كه تحقق پیدا كردند ما اینها را نسبت به همدیگر چیه؟ لحاظ مى‌كنیم. پس باز در اینجا پاى علت ثالث در میان است و نفس این متضایفین مصحح اثبات است، علاقه لزومیه و علیه نسبت به همدیگر نخواهند بود، این بحث كه خیلى راجع این مطلبى ندارد.