اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل (2) فی أن واجب الوجود لا یکون بالذات و بالغیر جمیعا و فی عدم العلاقة اللزومیة بین واجبین لو فرضنا

نسخه عربی

جلسه ۸۸

3
  •  ما دو مطلب را داریم یكى بساطت ذات را داریم و یكى واحدیت إله را ما در اینجا داریم. یعنى ذات واجب الوجود اصلًا فرض مى‌كنیم كه بسیط هم نیست الان كار نداریم ولى در هر صورت این وجوب را از ذات خود آورده، یعنى اصلًا فرض بر بساطت و اینها را اصلا نمى‌كنیم، فرض مى‌كنیم كه اصلًا بسیط هم نیست ولى این وجود را از ذات خود آورده وقتیكه كه وجود را از ذات خود بیاورد و ما در عین حال این را واجب بالقیاس إلى الغیر بدانیم، معنایش این است كه در اینجا وجودى كه بالقیاس به خود است، آن وجود بالقیاس إلى الغیر خواهد بود، پس اگر وجود بالقیاس به خود نفى علیت را مى‌كند با به این ذات، وجوب بالقیاس إلى الغیر اثبات علیت را مى‌كند با به این و هذا تناقض، این یك مسأله، مسئله دیگر كه در اینجا هست، این است كه در اینجا اجتماع وجودین كه موضوع واحد است یا به عبارت دیگر اجتماع مثلین فى موضوعٍ واحد است، چرا؟ چون در اینجا وجود واجب الوجود بالذات گفتیم از ناحیه خود ذات است، یعنى نفس ذات مصحح ثبوت وجود است براى خودش، پس در اینجا این یك وجود را در اینجا ما ثابت كردیم، خب مى شود وجود واجب الوجود بالذات است دیگر از آن طرف بالقیاس إلى الغیر عبارت از این است كه افاضه وجود از ناحیه غیر یا از ناحیه علت ثالث شده، درست شد؟ بواسطه یا بى واسطه، یا بى واسطه از آن ناحیه افاضه مى‌شود یا بواسطه مى‌شود در هر دو حال، این افاضه اعطاء وجود غیر را مى‌كند به این واجب الوجود بالذات، دو وجود ما در اینجا داریم، اگر دو وجود داشته باشیم درعین این كه واحد هستند، خب این وحدت در عین كثرت لازم مى‌آید با حفظ چه چیز؟ بساطت وجود بله كثرت منافاتى با وحدت ندارد با حفظ بساطت وجود و اعتباریت كثرت، ولى وحدت در عین كثرت با حفظ بساطت وجود، هم در وحدت و هم در كثرت این چه مى‌شود؟ مى‌شود، محال.