
جلسه ۸۸
فصل (2) فی أن واجب الوجود لا یکون بالذات و بالغیر جمیعا و فی عدم العلاقة اللزومیة بین واجبین لو فرضنا
جلسه ۸۸
12بل یفتقران إله ثالث جامع بینهما موقع الإضافه بلكه در وقت اضافه احتیاج به یك ثالثى دارند كه ین اینها جمع بكند، پس ما در اینجا باز واجب بالقیاس ألى الغیر ما در اینجا نداریم، اینها امكان بالقیاس ألى الغیر دارند، اینها واجب بالقیاس الى الغیرشان، قیاس به چه چیز؟ به علتشان است، آن علت ثالث است كه آمده این اضافه را در اینجا محقق كرده، نه اینكه خود اینها. پس خود اینها فى حد ذاته اینها واجب بالقیاس ألى الغیر نیستند.
کما فصل فى کتاب البرهان حیث تبین فیه کیفیه تحدید کل منهما، كیفیت تهدید هر كدام از اینها و تالیف هر كدام از این دو تا روشن شده
وأنه یجب أن لا یؤخذ فیه المضاف الآخر واجب است كه اخذ نشود در كل منهما مضافٌ الیه، اخذ نشود، یعنى وقتیكه ما فوقیت را براى سقف و تحتیت را براى أرض تحدید مىكنیم، این است كه تحت آنى است كه بالاى او فوق باشد نه تحت آنى است كه در یك مرتبهاى باشد و فوق، فوق آن است كه در یك رتبهاى قرار بگیرد كه این رتبه بعد از اینكه در یك رتبهاى قرار گرفت، لحاظ ارتباط بین این دوتا، تازه انتزاع فوقیت و تحتیت از آن مىشود، نه اینكه فرض كنید كه این در یك رتبهاى قرار بگیرد، سقف در رتبه بالاى آن قرار بگیرد، بالا ما نداریم تا وقتیكه سطح تحقق پیدا نكرده از نظر وجود ما فوقیتى نداریم، از كجا نه خیر حالا ما مىگوییم این تحت، ما مىگوییم به این فوق است، شما وقتیكه فرض بكنید كه این را لحاظ بكنید بالقیاس به این مىگویید این در سمت حالا فرض بكنید كه از ناحیه شما مىگویم این در سمت راست است و این در سمت چپ است راست و چپ اینها چیه؟ متضایفین هستند حالا اگر آمدید جاى من نشستید چى مىشود مسئله عوض مىشود، این مىشود در سمت راست، این مىشود در سمت چپ قرار مىگیرد، پس بنابراین در متضایفین در تحدید احد المتضایفین، آن متضایف دیگرى در اینجا قرار ندارد، بلكه در اینجا باید اینطور بگوییم كه آقا، یمین و شمال به چى تعلق مىگیرد؟ به دو موضوعى كه در یك جایى قرار بگیرند و به اعتبار معتبر این چیست؟ در اینجا تفاوت پیدا مىكند، در فوقیت و تحتیت هم همینطور است.
