اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل (2) فی أن واجب الوجود لا یکون بالذات و بالغیر جمیعا و فی عدم العلاقة اللزومیة بین واجبین لو فرضنا

نسخه عربی

جلسه ۸۷

4
  •  در این جا یك نكته‌اى است كه خیلى هم خلط مى‌شود، در تصور مثلث، مصحّح حملِ ثلُا زوایا است و نیاز به شیى‌ء دیگر نداریم و نفسِ تصورِ مربع، مصحّح حمل ارُ الزوایا براى مربع خواهد بود و نفسِ تصورِ ذو اربعه مصحّح حمل زوجیت براى اربعه است و نفس تصور انسان مصحّح حمل حیوانیت و ناطقیت براى انسان هست لذا در حملِ لوازمِ ماهیت و ذاتیات موضوع براى موضوع هیچ نیازى به تحقق خارجى موضوع نداریم، پس وجود خارجى حكمِ ظرف را دارد. یعنى اگر چنانچه زوجیت بخواهد در خارج تحقق پیدا بكند نیاز به ظرف خارجى دارد و نیاز به وجود خارجى دارد. اگر زوجیت در ذهن بخواهد تحقق پیدا كند براى اربعه نیاز به ظرف ذهنى دارد.

  •  از آن طرف اگر اربعه‌اى در كره زمین وجود نداشت آیا در آن صورت باز زوجیت لازمه اربعه هست یا نه؟ بله هست.

  •  در قضایاى حقیقیه اختلافى كه بین اصولیین و بین منطقیین در قضایاى حقیقیه هست، این است كه ما در قضایاى حقیقیه نیاز به ذهن و نیاز به خارج نداریم. اما براى تصور این قضایا نیاز به ذهن داریم و در این حرفى نداریم. ولى قضایاى حقیقیه به نفس الامر برمى‌گردد، و به ذهن و به عالم خارج برنمى‌گردد. نفس الامر یعنى عالم تقرر یعنى در نه مثلث ذهنى و نه مثلث خارجى نفس مثلث و خودِ ماهیت مثلث سه ضلعى را اقتضا مى كند حالا نه مثلثى كه من در ذهنم بیاورم یا مثلثى كه در خارج نقش ببندد. نفس اربعه اقتضاى زوجیت را مى كند مثلًا ماء، تركیبش از اكسیژن و ئیدروژن است، حالا چه اینها در خارج باشد یا در كره ماه باشد كه اصلا مائى وجود ندارد، اگر در كره ماه از شما سؤال كنند تركیبِ ماء از چیست؟ مى‌گویید از اكسیژن و ئیدروژن تركیب شده است.

  •  پس بنابراین اگر بخواهد ماهیتى صرفاً لحاظ بشود لوازم آن ماهیت هم با آن لحاظ مى‌شود ثبوت لوازم ماهیت براى ذات ماهیت نیاز به وجود خارجى و حتى نیاز به ظرف ندارد. و اصلًا وجود ظرف براى ماهیت نخواهد بود، چیزى كه هست این است كه اگر اربعه در خارج بخواهد وجود پیدا كند، وجود ظرفِ براى ماهیت خواهد بود، نه این كه وجود شرط، براى حملِ زوجیت براى اربعه است، وجود ظرف او است و بطور كلى حملِ لوازمِ ماهیت بر ماهیت اگر به لحاظ نفسِ تصور ماهیت و موضوع و تّقرر ماهیت باشد نیاز به هیچ موجودى ندارد. اگر وجودِ آن لوازم را بخواهیم براى ماهیت ثابت كنیم وجودش نیاز به وجود موضوع دارد كه در خارج تحقق پیدا كند، پس بنابراین وجودِ لوازم به حیثیت تعلیلیه پیدا مى‌كند، جاعل باید به موضوع وجود بدهد وقتى به موضوع وجود داد زوجیت هم وجود پیدا مى‌كند