اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل (2) فی أن واجب الوجود لا یکون بالذات و بالغیر جمیعا و فی عدم العلاقة اللزومیة بین واجبین لو فرضنا

نسخه عربی

جلسه ۸۷

2
  •  اما در وحله دیگر یك ضرورت دیگرى داریم كه در قبالِ ضرورتِ ازلیه است و حیثیت یا حیثیتِ انضمامى است یا حیثیت، حیثیت انتزاعى است، یعنى به انضمام یك شیء دیگر وجود بر این موضوع حمل مى‌شود، اگر آن شیء دیگر نبود این هم، حمل نمى‌شد مثلًا وصفِ ابیضیت براى این قرطاس به لحاظ بیاض است. به انضمام آن قید است كه این وصف را ما بار مى‌كنیم. و اگر حیثیت انضمامى تقییدى نباشد، این وصف هم بار نمى‌شود.

  • مرحوم آخوند حیثیاتُ تقییدیه را چند قسم مى‌شمرند

  •  مرحوم آخوند حیثیاتُ تقییدیه را چند قسم مى‌شمرند:

  • اول: حیثیت سلبى مثل این كه بگوییم: زید اعمى كه عماء بواسطه عدم البصر است كه حمل مى‌شود، یعنى چون زید عدم البصر را واجد است به لحاظ عدم البصر ما عماء را بر زید حمل مى‌كنیم این را حیثیت سلبیه مى گویند

  • دوم: حیثیت اضافى مانند «السماء فوق الارض» كه حملِ فوقَ الارض بر سماء به لحاظ حیثیت اضافه است یعنى مقوله اضافه مورد لحاظ قرار گرفته است و چون مقوله اضافه در این جا هست، ما آسمان را بالا مى‌بینیم و زمین را پایین مى‌بینیم و نسبتى بین این دو لحاظ مى‌كنیم و بعد فوق الأرض را بر سماء حمل مى‌كنیم.

  • سوم: حیثیتِ اعتباریه كه حیثیتِ تقییدیه اش اعتباریه است مثل زیدٌ ممكنٌ، حیثیت امكان كه زید، مقید به این حیثیت شده است و به خاطر لحاظِ عدمِ اقتضاء زید نسبت به وجود و عدم، ما زید را معتبرَ كردیم كه عدم الاقتضا نسبت به وجود و عدم داشته باشد. به لحاظِ این حیثیت امكان را بر زید حمل مى‌كنیم. این موارد حیثیات تقییدیه بود.

  •  یك حیثیت هم حیثیت انتزاعیه است كه حیثیت تعلیلیه هم به آن مى‌گویند و او این است كه شیئى خارج از ذات موضوع باشد و به لحاظ آن شیئى خارج حملِ موجودٌ را بر آن مى‌كنیم، یعنى در زید موجودٌ انتزاعِ وجود را از زید مى‌كنیم ولى این انتزاع به لحاظِ انتسابِ به جاعل و به جهت ارتباط به جاعل است كه موجودٌ را حمل بر زید مى‌كنیم نه خودش تنها، والّا شما به ذات زید كه نگاه مى‌كنید وجود را از زید انتزاع نمى‌كنیم، پس بنابراین حیثیت انتزاعیه و تعلیلیه در اینجا هست، یعنى علتِ براى جعل، موجب صحتِ حمل موجودٌ بر زید شده است، خود ذات زید اقتضاى وجود را نمى‌كند،