
جلسه ۸۷
فصل (2) فی أن واجب الوجود لا یکون بالذات و بالغیر جمیعا و فی عدم العلاقة اللزومیة بین واجبین لو فرضنا
جلسه ۸۷
3مرحوم آخوند مىفرمایند كه بین ضرورتِ لوازم ذات براى ذات به وصف وجود و ضرورت ذات براى ذات به ثبوت موضوع نباید خلط مثلًا وقتى كه مىگوییم الابعه زوجٌ زوجیت حمل بر اربعه مىشود، وجودِ خارج ظرفِ تحقق زوجیت براى اربعه است، یعنى حمل زوجیت براى اربعه علتش، وجود خارجى نیست، زوجیت بر اربعه حمل مىشود چه اربعه در خارج باشد یا نباشد، الانسان ناطقٌ، ناطق حمل بر انسان مىشود چه انسان در خارج باشد یا نباشد، این را حمل لوازم ذات بر ذات مىگوییم، در حمل لوازم موضوع بر موضوع خوب دقت كنید به هیچ حیثیتى نیاز نداریم چون همین قدر كه خود ذات را بر ذات یا لوازم ذات را بر ذات حمل مىكنیم، خود همین مصحّح حملِ لوازم بر ذات خواهد بود، همین كه موضوع را انسان قرار مىدهید چه بخواهید چه نخواهید لوازم را ثابت كرده اید. و وقتى اربعه را موضوع قرار مىدهید چه بخواهید و چه نخواهید زوجیت را بر اربعه ثابت كرده اید، حالا گاهى به زبان مىآورید و گاهى به زبان نمىآورید.
پس در حمل زوجیت بر اربعه، لازمه اش تحقق خارجى اربعه نیست بلكه نفس الاربعه است، و وقتى كه مثلث مىگویید ثلاثه اضلاع را بر مثلث ثابت كردید چه در خارج باشد یا نباشد، پس نفسِ تقّرر موضوع مصحّح حمل محمول بر موضوع است، یعنى همین كه موضوع تقرر دارد، نفس تقرر موضوع، و نفس تصور موضوع مصحح حمل بر او است، چه طور كه نفسِ تصور الله مصحّح حمل موجودٌ است؟ در موضوعى كه واجب الوجود باشد نفس تصور واجب الوجود مصحّح حمل موجودٌ است، ما به وجود خارجى واجب الوجود كار نداریم منتها در واجب الوجود بحث روى وجود مىرود و در این جا بحث روى ماهیت و لوازم ماهیت مىآید، فرق همین است در تصور و تصدیق به الله نفس او نیاز به شیء دیگر ندارد و ما وجود را حمل بر او خواهیم كرد.
