
جلسه ۸۶
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۶
6بلكه محقق دوانى منظورش این است كه یك وقت شما نفس زوجیت را بر اربعه حمل مىكنید، كه نیاز به شرط وجود ندارد نه یعنى نه بالوجود و نه مع الوجود به هیچ كدام نیاز ندارد ما زوجیت را بر اربعه حمل مىكنیم و لو اربعه ذهنیه، در اربعه ذهنیه مىگوئیم ـ الاربعه زوجٌ ـ یعنى و لو اینكه در ذهنمان یك اربعه اى تصور كنیم باز الاربعهه زوجٌ ـ نه اربعه تفّاحِ، نه اربعه جَوزِ، نه اربعه لَونِ، نه اربعه بالطیخ، فقط نفس الاربعه را در ذهنمان تصور مىكنیم و ملازم با این تصور زوجیت را بر آن حمل مىكنیم، این كجا اربعه خارجى است؟ اصلا اربعه خارجى نداریم تا شما بگویید آیا بالوجود است یا مع الوجود است!! آیا وجود در اینجا علت است یا وجود در اینجا ظرف است؟ اصلًا ما اربعه خارجى نداریم، به محض اینكه شما زید را تصور مىكنید حیوان مع الوجود را تصور كردهایدهمینطور در حمل زوجیت بر اربعه، نیازى به وجود خارجى نداریم كه به عنوان علیت و به عنوان ظرفیت باشد، كلام محقق دوانى این است كه اگر ما بخواهیم زوجیت را به وجود بر اربعه حمل كنیم، اصلا نیاز به وجود نداریم، اگر ما بخواهیم این زوجیت را بالضرور حمل بر اربعه كنیم، این اربعه باید وجود خارجى داشته باشد، خوب ما هم همین را مىگوئیم باید وجود خارجى داشته باشد، یعنى محقق دوانى نیامده است حمل زوجیت را بر اربعه، حملِ بالوجود كند، ایشان هم همان حرف را مىزند، و مىگوید حمل زوجیت بر اربعه حملِ مع الوجود است در صورتى كه اربعه، وجود خارجى داشته باشد یعنى اگر ما وجود زوجیت را بخواهیم، حمل كنیم ـ ثبت الارض ثم الوسع ـ ، پس اول باید اربعه را در خارج ثابت كنید وقتى كه شما مىگویید یك رنگ قرمزى در اینجا هست بالأخره یك جسمى را باید ثابت كنید و لو اینكه نگویید، همین كه مىگویید من رنگ قرمزى را در این اتاق دیدم طرف مىفهمد یك موضوعى در اینجا بوده است و در حقیقت رنگ قرمز روى هوا كه نداریم، رنگ قرمز روى یك موضوعى باید حمل شود وعارض شود، وقتى شما بگویید یك رنگ قرمزى را من دیدم طبعا موضوع آن كتاب بوده، فرش بوده است ایشان مىخواهند این را بگویند كه وقتى شما ضرورتِ وجودِ زوجیت را مىخواهید بر اربعه حمل كنید باید اربعه وجود خارجى داشته باشد خُب ما هم همین را مىگوییم. آنوقت این حمل مع الوجود مىشود، همین حرفى است كه شما هم مىزنید، پس ایشان خلافى نگفته است تا بگوئید ایشان بین ضرورتِ وصفیه و ضرورتِ مع الوجود خلط كرده اند. مرحوم آخوند خیال كرده اند كه منظور محقق دوانى این است كه: (الاربعه زوجٌ ـ مثل كُلُ كاتِبِ متحرك بالاصابع ـ مى ماند، چطور در (كل كاتبٌ متحرّكٌ بالاصابع) حملِ تحرّكِ اصابع براى كاتب، بالوجود است یعنى شرطِ وجود و ضرورت وصفیه است. در الاربعه زوجٌ هم همینطور است.1
- سؤال: اربعه را اگر منهاى وجود تصور کنيم باز هم زوج است يعنى عدد چهار اگر اصلا وجود هم نداشته باشد باز زوج است.
پس براى زوجيت وجود خارجى لازم نيست.
پاسخ: بله، شما مؤيد هستيد.
- سؤال: اربعه را اگر منهاى وجود تصور کنيم باز هم زوج است يعنى عدد چهار اگر اصلا وجود هم نداشته باشد باز زوج است.
