
جلسه ۸۶
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۶
5یك ضرورت هم ضرورت ازلیه داریم و آن عبارت است از این كه وجود حمل بر موضوع مىشود بدون أىُّ عله كانَ، مثل حمل ـ موجودٌ بر ـ الله تعالى ـ كه نیاز به علت ندارد و حمل اسماء و صفات الهى بر ذات بارى كه نیاز به علت ندارد این را ضرورت ذاتیه أزلیه مىگویند ذاتیه هست چون نیاز به وصف ندارد و هم أزلیه است چون نیاز به علت ندارد، این ذاتیه ازلیه مىشود.
اشكال بر مرحوم آخوند
نكتهاىكه در اینجا هست و در همین جا اشكال بر مرحوم آخوند وارد مىشودآن این است كه ما قبول داریمكه بعضىازمحمول ها به ضرورت ذاتى حمل بر موضوع مىشوند و مع الوجود هستند لا بالوجود، مانند ـ زیدٌ عالمٌ ـ در زیدٌ عالمٌ قبول داریم، حمل عالم بر زید این حمل به لحاظ ماهیت زید است نه به لحاظ وجودِ زید، یعنى وجود دخالتى در حمل عالم بر زید ندارد الا اینكه وجود ظرفِ تحقق شده است یعنى ظرف تحقق ـ عالمٌ بر ـ زیدٌ ـ وجود خارجى است، نه اینكه وجود؛ علتِ براى عروض عالم بر زیدباشد، عالم به ماهیت زید برمىگردد، منتها ظرفش ظرف خارجى است. ولى صحبت در این است و بحث ما در الأربعه زوجٌ است، این حمل را كدام یك از اقسام قرار مىدهید آیا در ـ الأربعه زوجٌ ـ حملِ زوجیت بر اربعه از باب حملِ مع الوجود است یا حملِ بالوجود است حملِ بالوجود كه غلط است، یعنى وجود، علتِ حمل زوجیت به اربعه شده است، این غلط است، بخاطر اینكه لوازمِ ماهیات علتِ عروضشان نفس ماهیات است نه وجود و زوجیت از لوازم اربعه ومصحِحِ حمل زوجیت بر اربعه مىباشد مصحح خود اربعه است، چه اربعه ذهنى، چه اربعه خارجى، این مصحح حمل زوجیت بر اربعه است ولى نكته در اینجا است كه محقق دوانى نیامده واجب بودنِ زوجیت براى اربعه را مستند به وجودِ خارجى اربعه نكرده است تا اینكه این اشكال پیدا بشود و بگویید: (الاربعه زوجٌ ـ با كلٌ ـ كاتبٌ متحرك الاصابع مادام كاتباً) تفاوت دارد چون در اینجا حمل تحرّك در انسان به شرط وصف است، وآن هم به شرط وجود است در اینجا حملِ زوجیت بر اربعه ملازم با وجود است نه اینكه به شرط وجودِ اربعه است!
