
جلسه ۸۶
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۶
4درزوجیت؛ ضرورت آن، ضرورت ذاتى است یعنى از لوازم ماهیت است وبر ماهیت حمل مىكنیم منتها شرط این عروض وجود خارجى است اما در آنجایى كه لوازم ماهیت را به ماهیت حمل نمىكنیم عوارض وجود را حمل مىكنیم، مانند ـ زیدٌ متمكنٌ ـ ، ـ زیدٌ متعینٌ ـ ، زید در زمان است، این عوارض به ماهیت بر نمىگردد و به وجود بر مىگردد یعنى هر شئى مادى كه وجود خارجى داشته باشد بالأخره مكان مىخواهد، هر شئىء خارجى كه در خارج وجود داشته باشد داراى ابعاد است. پس به ماهیت زید بر نمىگردد به ماده برمىگردد كه عبارت است از همان وجود خارجى، در اینجا و از لوازم نیستند بلكه از عوارض هستند، عوارضى هستند كه عارض مىشوند، هم بر زید هم بر غنم هم بر پشتى هم بر كتاب عارض مى شوند. اینها را لوازم ماهیت نمىگویند، به اینها لوازم وجود مىگویند، منتها وجود داریم تا وجود، وجودِ مادى داریم، وجودِ مجرد داریم و وجودِ معنا داریم و وجود غیر و بالاتر از اینها داریم، لوازم ماهیت عروضشان بر ماهیت، ضرورت دارد، منتها این ضرورت گاهى اوقات ضرورتِ ذاتى است، گاهى اوقات ضرورتِ ذاتیه بالوجود است، گاهى اوقات ضرورت ذاتیه مع الوجود است، در آنجایى كه ضرورت ذاتیه بالوجود است یعنى وجود، علتِ براى حمل این شئىء شده است مانند: زیدٌ موجودٌ، وقتى كه مىگوئیم: زیدٌ موجودٌ، علت این حمل، نفس الوجود است، یعنى وجود زید مسبّب یا مصحّح حمل موجودٌ بر زید شده است. و یك وقتى مع الوجود است، مثل اینكه مى گوییم الأربعهُ زوجٌ، در اینجا وجود، علتِ براى این حمل نشده است بلكه نفسِ اربعه علت براى حمل زوجیت براى خودش شده است، منتها علت براى او شده در وجود خارجى، یعنى وجود خارجى؛ حكمِ مساعد و كمك كار و حكم مشوّق را دارد، ولى علت براى او نخواهد بود به جهت اینكه زوجیت علت براى اربعه همیشه هست چه وجود باشدو چه نباشد، یعنى زوجیتِ خارجى حملِ بر اربعه شده است، منتها اربعه، علت، براى حمل نیست و ظرفِ براى این حمل است، به این حمل كمك كرده نه اینكه قید براى این حمل باشد.
