
جلسه ۸۵
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۵
9تا این كه علتى كه لوازم ماهیات را اقتضا مىكند، مركب باشد عند العقل من الماهیات و حیثیه بالوجود لها، و حیثیت وجود، یعنى در اینجا دو علت، براى حمل لوازم ماهیات، بر ماهیات داشته باشیم. یكى خود وجود و یكى هم خود ماهیات. یكى ماهیات و دیگر وجود، این دو دست به دست هم مىدهند، تا این كه این لوازم ماهیات بر ماهیات حمل بشوند. نخیر، این لوازم ماهیات به خود ماهیات حمل مىشود! سواء این كه وجود داشته باشند، یا وجود نداشته باشند.
بله، حمل این لوازم بر وجود، بالعرض است. یعنى در واقع، این لوازم بر ماهیت حمل مىشود، بعد آن وقت این ماهیت وقتى وجود خارجى پیدا بكند، مىگوییم مثلا زوجیت براى اربعه لازمه اش آن وجود اربعه است. ولى در واقع بر وجود اربعه حمل نمىشود. برا خود اربعه حمل مىشود. (على ان یکون القضیه المعقوده لذلک الحکم وصفیه، بنابراین كه قضیه، یك قضیه وصفیه باشد.
یعنى مىخواهند ایشان بفرمایند حمل این لوازم ماهیات بر موضوعشان از باب یك قضیه وصفیه نیست؛ كه این حمل متحقق باشد به تحقق وصف؛ كه آن وصف وجود باشد. وقتى كه شما زوجیت را حمل مىكنید بر اربعه یا حیوان ناطقیت را حمل مىكنید بر زید، این حمل حیوان ناطقیت متوقف بر وجود زید نیست تا حیوان ناطقیت واجب الوجود، باشد و بالضروره محمول بر زید باشد؛. مادام زید موجودٌ. نخیر؛ زید موجود هم نباشد باز حیوان ناطقیت بر زید حمل مىشد و حمل حیوان ناطقیت بر وجود زید، بالعرض است. نه بالذات، یعنى مصحّح حمل وجود زید نیست. مصحّح حمل، نفس ماهیت زید است. نفس ماهیت زید مصحح حمل واجب بودن ناطقیت و حیوانت است براى زیدٌ. سواء آن كه زید در خارج باشد یا زید در خارج نباشد.
بر این كه قضیه اى كه معقود بشود براى این حمل؛ كه حمل لوازم ماهیات است؛ قضیه وصفى بشود. نه قضیه وصفى نیست؛ بلكه قضیه مطلقه است.
