
جلسه ۸۵
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۵
7این مطلب در مقام ثبوت است دیگر. لکن حیثما یطلق الواجب در آن جایى كه واجب اطلاق بشود وقسیما دو تا قسیم آن فى العلم الکلى در علم کلى یتبادر الذهن الى ما یکون بالقیاس الى الوجود به ذهن تبادر مىكند یك ماده اى كه بالقیاس به وجود لحاظ مىشود؛ در عالم كلى یعنى در فلسفه فهذه بعینها هى المستعمله فى فن المیزان لکن مقیده بنسبه محمول خاص هو الوجود، لكن مقید است به نسبت یك محمول خاصى كه آن وجود است. اما این مطلب داخل بین الهلالین است. همین خودش استعمال مىشود در فن المیزان. استعمال مىشود بدون تقید به وجود. این «لكن» مىخورد به آن قبلى، به این نمىخورد. اما این كه ما در علم كلى این را لحاظ مىكنیم مقید به نسبت محمولى كه همان خاصه كه وجود است، باید لحاظ بشود. نه این كه به طور كلى. اما در فن میزان بالنسبه به مصداق كلى لحاظ مىشود نه بالنسبه به آن وجود خاصى كه براى موضوع ثابت است.
واما ما تَوهمَّه بعضٌ اما آن چه را كه بعضى خیال كرده اند مَن أَنَّ هذه كه همان قاضى الدین ایجى كه صاحب مواقف است ـ ایشان این طور توهم فرموده اند من ان هذه مغایره است بالتلک بحسب المعنى. آن موادى كه در فلسفه استعمال مىشود با آن موادى كه در میزان استفاده مىشود به حسب معنا اصلًا متفاوت است. در واقع مىتوانیم بگوییم یك اشتراك لفظى است كه بین این دو، و مفهوم این دو است. و الا لکانت لوازم الماهیات واجبه لذواتها. اگر هر دوى اینان متفقه المعنى بودند، لازمه آن این است كه ماهیات واجب باشند براى ذواتشان
والا لکانت لوازم الماهیات واجبه لذواتها، لوازم ماهیات واجب مى شود براى ذواتشان، در حالى كه این باطل است. فمندفع، این توهم دفع مىشود. بأنَّ اللازم منه این كه لازم بیاید از اتفاق در معنا، این است كه هو ان یكون اربعه واجبه الزوجیه، لا واجبه الوجود، این كه اربعه واجبه الزوجیه باشد، خوب این را ما قبول داریم،. یعنى اگر شما از اتفاق معنى واجبه الزوجیه را مىدانید. ما بطلان تالى را قبول نداریم بلكه تالى صحیح است. زوجیت واجب است براى اربعه ولى واجب الوجود نیست.
