اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

نسخه عربی

جلسه ۸۵

6
  •  پس بنابراین وقتى كه بحث در وجود مى‌آید. خوب هم تغییر مى‌كند. اگر وجود اربعه وجود خارجى باشد مى‌گوییم «الزوجیه واجبه الوجود بالنسبه به اربعه اى كه در خارج موجود است اگر اربعه وجود خارجى نداشته نباشد، مى‌گوییم الزوجیه ممكن الوجود بالنسبه به اربعه. چه كسى گفته واجب الوجود است ممكن الوجود است چون بحث در وجود آن است. حال از همه اینها گذشته مى‌گوییم تقید وجود كه در ضرورت نخوابیده مى‌گوییم: «الزوجیه واجبه بالنسبه بالاربعه» چه آن اربعه، اربعه خارجى باشد، چه آن اربعه ذهنى باشد. در هر حال ما این لوازم ماهیت را، حمل مى‌كنیم بر ماهیت، به لحاظ تقررشان چه تقرر در خارج باشد و چه نباشد. و یرتفع الاشكال.

  • تطبیق متن

  • ذنابه قسمه المفهوم بحسب المواد ثلاث إلى الواجب و الممکن و الممتنع این قسمت قسمه الحصقیقه او فى مرتبتها. یا قسمت حقیقى است یا در مرتبه حقیقى است. قسمت حقیقى دائر المدار نفى و اثبات باشد. مرتبه حقیقى، آن است كه: حصر دائر مدار آن نیست ولى خارجِ از این سه تا هم نیست. یعنى با برهان حقیقى، ثابت مى‌شود كه خارج از این سه تا نیست. لأنّ احتمال.

  •  چرا مى‌گوییم او فى مرتبها؟ چون ما مى‌گوییم «القضایا اما ضروریه او امتناعیه او امكانیه» خوب ممكن است كسى بگوید كه: یك قسمت چهارم هم داریم و آن لا ضروریه و لا متناعیه و هم ضروریه و امتناعیه است این دیگر نمى‌تواند باشد. مگر این كه كسى كاه خورده باشد. لأنَّ احتمال ضروره طَرَفَىِ الوجود و العدم او الایجاب و السلب احتمال ضررورت دو طرف وجود و عدم، كه در ناحیه ثبوت است یا ایجاب و سلب كه در ناحیه اثبات قضیه است. ساقطٌ عن الاعتبار مع صحه القریحه اگر كسى یك جو، هم فهم داشته باشد، مى‌فهمد كه یك شیء اى كه هم ضروره الوجود باشد و هم ضروره العدم، اجتماع نقییضین شده است.

  • وهى جاریه فى جمیع المفهومات الى اىّ محمول کان این سه مواد ثلاث در همه مفاهیم به قیاس به هر محمولى كه باشد جارى است. هر محمولى بالنسبه به هر موضوعى خالى از یكى از این سه نیست. فکلّ مفهوم اما ان یکون واجب الحیوانیه او ممتنعها او ممکنها هر مفهومى را شما در نظر بگیرید. و بخواهید حیوانیت را بر آن حمل بكنید. یا واجب الحیوانیه است. یا ممتنع الحیوانیه است. یا ممكن الحیوانیه است. مثلًا: «الكتاب واجب الحیوانیه او ممكن او ممتنع الحیوانیه الانسان واجب الحیوانیه ....» مثلًا فرض كنید كه آن شیء اى كه مثل نطفه مى‌ماند كه مى‌تواند خود را به حیوانیت برساند، ممكن الحیوانیه. یا این كه ما فرض كنید كه یك مفهومى را نمى‌دانیم. كه واحب الحیوانیه است یا ممتنع الحیوانیه ... لذا مى‌گوییم ممكن الحیوانیه است. یك شیء را از دور مى‌بینم، نمى‌دانیم ستون است، یا حیوان است؟ بطور كلى نمى دانیم چیست. این را به اجمال مى‌گوییم ممكن الحیوانیه هستند. وقتى جلوتر مى‌رویم مى‌بینیم كه واقعاً حیوان است. ستون نیست یا دیوار نیست. این ممكن الحیوانیه است.