
جلسه ۸۵
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۵
11پس بنابراین ضرورت ازلیه آن ضرورتى است كه اعطا وجود به آن ذات هیچگاه نیاز به جعل جاعل ندارد؛ آن را مىگوییم ضرورت ازلیه، كه فقط در مورد واجب الوجود بالذات است. کما فى قولنا الله قادر و حکیمً، بالضروره عن الضروره الذتیه الصادقه حاله الوجود این ضرورت ذاتیه ازلیه را از ضرورت ذاتیه اى كه صادق مىشود در حالت وجود اى مع الوجود (یعنى با وجود) تمیز نداده ذاتیه ممكن است باشد اما ضرورت ازلیه نباشد لا بالوجود کما فى هذه الضروره نه این كه این ضرورت ضرورت بالوجود است؛ همان طورى كه در این ضرورت وصفیه زوجیت براى اربعه بالوجود است؛ كه به شرط وجود در این جا هست، الیس بین الضروره بالشیء زمانیه او غیرها و بین الضروره مادام الشیء کذلک و بین الضروره الازلیه السرمدیه الذاتیه فرقٌ محصلٌ؟ آیا بین ضرورت بالشیء كه بین زمانى یا غیر زمانى؛ چه زمانیه باشد یا غیر زمانیه باشند. یعنى یك وصفیه غیر زمانیه باشد؛ وبین الضروره مادام الشیء کذلک و بین الضروره مادام الشیء است و بین ضرورت ازلیه سر مدیه ذاتیه فرق محصل نیست؟
