
جلسه ۸۴
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۴
1بسم الله الرحمن الرحیم
عرض شد مفهوم مواد ثلاث در فن اعداد فلسفه حكمت عبارت است از نسبت بین محمول و موضوع با تقید به وجود كه این تقید به وجود از استعمال این ماده در فلسفه و حكمت مستفاد است امّا خود این مواد در استعمالشان در فلسفه به معناى متقید به وجود نیست بلكه بمعناى صرف نسبت است و در منطق به معناى نسبت بین محمول و موضوع است با تقید به تقرّر و این تقرّر لازمه بحث منطقى است كه بحث از ماهیات و بحث از مقولات است و به معناى كلى و به معناى عام و شمول همه مصادیق را این بحث واجب است و استیعاب مىكند.
اشكالى كه بر این مسأله شده بود این بود كه اگر ما این ماده در مواد ثلاث را در حكمت با جریان مواد ثلاث در منطق و در فن میزان ما یكى بدانیم این لازمه اش خلاف است و موجب مىشود كه قضایایى كه متقرر الثبوت هستند متقرّرهستند امّا ممكنالوجود هستند تمام این قضایا متبدّل به قضایاى وجودیه بشوند و مادهاى كه در فلسفه و در حكمت به معناى ثبوت وجود و تحقق وجود براى موضوع است این ماده در میزان و منطق او هم به معناى وجود محمول براى موضوع بشود در حالى كه بحث در آنجا بحث در وجود نیست بلكه بحث در تقرر ماهیات است و تصور ماهیات و نفس ماهیات است صرف نظر از وجود و عدم فقط حمل یك محمولى براى این ماهیات به نحو كلى.
این مطلبى بود كه به این قضیه اشكال شد شارح مقاصد در اینجا جوابى میدهد و جواب ایشان رفع ملازمه بین این دومقدّم و تالى است چنانچه توافق در معنا و مفهوم باشد نسبت به مواد ثلاث در فلسفه و در میزان این توافق موجب مىشود كه من باب مثال محمول براى موضوع محققالوجود باشد و واجبالوجود باشد مانند زوجیت براى اربعه اشكال در این بود یعنى لوازم ماهیات واجبهالوجود شوند واجب الوجود شوند براى موضوعات خودشان براى ذوات خودشان، جوابى كه ایشان مىدهند ایشان اینطور مىفرمایند چنانچه ما قائل به اتفاق مفهومى بشویم در این مواد ثلاث به همان بیانى كه صاحب مواقف آن بیان را دارند كه عبارت است از وجود یعنى وجود مقید به آن نسبت یا نسبت مقید به وجود.
