
جلسه ۸۴
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۴
3وصف تابع موصوف است اگر موصوف باشد وصف هم هست نباشد آن هم نیست نعت تابع ناعت است اگر از آن باشد منعوت است اگر از منعوت باشد آن وجود ناعتى هم هست اگر منعوت نباشد آن وجود ناعتى هم نخواهد بود این كلام شارح مقاصد در این باب. نكتهاى كه در این جا مورد غفلت قرار گرفته یعنى مورد حالا شاید منظور ایشان همین بود و حالا به اصطلاح تصریح نكردند چون من در آنجا شارح مقاصد را دیدم این كلام با فرضتقید نسبت به وجود در اینجا مورد لحاظ قرار گرفته مرحوم آخوند در بیانى كه در اینجا دارند به یك مطلبى اشاره مىكنند كه همان مطلب صحیح همین است،
مطلب مرحوم آخوند این است كه شما مواد ثلاث را كه در فلسفه بكار مىبرید خود ماده ثلاث در آن وجود نخوابیده بلكه اصلا لازمه ریختن این مواد در فلسفه اقتضاى این را مىكند مواد ثلاث مثل قالب مىماند این قالب شما فرض كنید هر چه در آن بریزید آن قالب همان شكل را پیدا مىكند شما یك قالبى هست در این قالب تراب بریزید این تبدیل به آجر میشود در این قالب حدید بریزید تبدیل به حدید مىشود پس بنابراین قالب خودش كارهاى نیست قالب فقط قالب است این بسته به این است كه در این موردى كه این قالب را شما مىخواهید بكار ببرید در آن مورد چه در آن قرار بدهید این مهم است مواد ثلاث دلالت بر تاكد نسبت بین محمول و موضوع و تاكد سلب نسبت بین محمول و موضوع و عدم تاكد طرفین در نسبت بین موضوع و محمول مىكنند این مواد ثلاث فقط همین است پس مفهوم ضرورت و مفهوم امتناع و مفهود امكان عبارت است از تاكد در ناحیه سلب و در ناحیه وجود و عبارت است از عدم تاكد این مىشود معناى این مواد، حالا این مواد را در فلسفه بكار ببرید وجود محمول را شما بواسطه این مواد براى موضوع ثابت كردید اگر همین مواد را در منطق بكار ببرید نفس این محمول را براى این موضوع به لحاظ تقرر ماهیت ثابت كردید نه به لحاظ وجود
