اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

نسخه عربی

جلسه ۸۴

2
  •  به این بیان و این یك نكته‌اى است كه بعدا ما به این نكته باید برسیم یعنى در همین بحث در شرح كلام مرحوم آخوند و محقق دوّانى یك مسأله‌اى هست كه به نظر مى‌رسد از این مسأله غفلت شده و آن این است كه همین اتفاق مفهومى بین مواد ثلاث در فلسفه و مواد ثلاث در منطق اگر چنانچه این اتفاق مفهومى وجود داشته باشد لازمه‌اش این است كه زوجیت واجب‌الوجود شود براى اربعه خوب این مطلب هم خلاف است زوجیت واجب‌الوجود براى اربعه كه نخواهد بود هیچ وقت چون خود اربعه واجب الذات نیست واجب الوجود به ذات نیست تا اینكه لوازم آن ماهیت براى این اربعه واجب شود تفتا زانى اینطور مى‌فرمایند. مى‌فرمایند كه در رد كلام قاضى عضدالدین ایجى چنانچه منظور شما از واجب بودن زوجیت براى اربعه منظور شما از این قضیه از واجب بودن زوجیت كه لوازم ماهیات است اگر منظور شما این است كه این واجب بودن زوجیت براى اربعه است یعنى لوازم ذات اینها واجب هستند براى ذواتشان.

  •  اگر منظور این است این مسأله هیچ اشكالى را به وجود نمى آورد چه اشكال دارد كه زوجیت واجب بشود براى این اربعه در صورت توافق محمولى، یعنى به عبارت دیگر بطلان تالى در اینجا مورد خدشه قرار مى‌گیرد خوب زوجیت واجب است براى اربعه خوب مگر اربعه زوج نیست؟ اربعه فرد است؟ خوب این یك مسأله است و اگر منظور شما واجب بودن خود زوجیت است براى زوجیت به عبارت دیگر در اینجا وجوب ذات است براى خود ذات در اینجا این تلازم را نمى‌توانیم قبول كنیم كه چون توافق مفهومى بین مواد ثلاث در فلسفه و در منطق هست از این نقطه‌نظر این موجب مى‌شود و مقتضى و علت مى‌شود براى اینكه زوجیت براى ذات خودش واجب باشد این وجوب زوجیت براى ذات خودش از باب تحقق نعتى است و تحقق نعتى این به ارتباط با ناعت است و تحقق وصفى است و در ارتباط با موصوف تحقق پیدا مى‌كند و وجودش وجود بالغیر است پس بنابراین این مسأله كه چون توافق مفهومى بین مواد ثلاث در فلسفه و در میزان است چون توافق مفهومى است پس بنابراین ذات زوجیت براى خود زوجیت این ذات واجب مى‌شود نه یك همچنین چیزى نیست چون ذات زوجیت البته با این بیان كلام تفتازانى را ما مى‌توانیم توجیه كنیم چون ذات زوجیت براى خود این زوجیت واجب نیست خوب هر ذاتى براى خودش واجب است ولى در مرحله تقرر ماهیات نه در مرحله تحقق وجود، هر ماهیتى ذاتا براى خودش واجب است چون اگر شما ذات یك ماهیت را از او بگیرید دیگر از ماهیت چیزى باقى نمى‌ماند وقتى كه شما حیوان ناطقیت را از انسان بگیرید ولو این انسان در خارج هم محقق نیست ولى شما ذاتیات را وقتى از یك شى بگیرید دیگر براى آن شى چیزى باقى نمى‌ماند شما میعان را از ماء بگیرید براى آب چیزى باقى نمى‌ماند شما فرض كنید صلابت را از حجر بگیرید دیگر براى حجر چیزى باقى نمى‌ماند حالا اینها همه لوازم ذات هستند حالا خود ذاتیات كه عبارت است از جنس و فصل و اینها خود آنها براى ذات لازم هستند شما حیوان ناطقیت را از زید سلب كنید خوب زید دیگر چیزى نیست ولو در مرحله تقرر ماهیات ولو در مرحله تصور ذهن آیا ذهن شما مى‌تواند انسان و حیوان را از زید سلب كند در ذهنتان؟ شما مى‌توانید یك همچنین كارى بكنید؟ خوب نمى‌توانید وقتى كه شما تصور یك غنم را در ذهن كردید آیا مى‌توانید حیوانیت را از این غنم سلب كنید در ذهن ولو در ذهنتان اگر سلب كنید كه این مساوى با انعدام این ماهیت متصوره است پس در مرحله تقرر ماهیات وجوب ذاتیات براى خود ماهیات واجب هستند این واجبه‌التقرر است واجب‌التقرر از ثبوت خود ماهیات براى ذواتشان، دراینجا هم همینطوراست یك وقتى بحث این است كه خود زوجیت براى خودش واجب است اگر این معناست خوب این معنا را ما قبول داریم ولى تلازمى دراینجا موجب نمى‌شود چون مفهوم آن مواد ثلاث در منطق با مفهوم مواد ثلاث در فلسفه یكى است پس بنابراین خود زوجیت براى خودش واجب میشود این چه تلازمى بین این دو است؟ در صورتى كه زوجیت براى زوجیت در هر حال واجب است یك بچه پنج ساله هم مى‌فهمد كه زوجیت براى زوجیت واجب است زوجیت هیچ وقت تبدیل به فردیت نمى‌شود شما خودتان دارید مى‌گوید زوجیت اینكه دارید مى‌گوئید زوجیت این با فردیت دو معناى مخالف را در نظر گرفتید آن وقت چطور ممكن است اینها انقلاب ماهیت بكنند زوج تبدیل به فرد بشود اگر منظور این است این هیچ گونه موجب ملازمه نیست چون مفهوم مواد در فلسفه با آن مفهوم در منطق یكى است این موجب مى‌شود نه اگر یكى هم نبود ده جور ماده در فلسفه بكار مى‌بردیم ده تا اسم ماده فرض كنید كه در فن میزان بكار مى‌بردیم هر طوریش بود باز زوجیت براى زوجیت درهر حال واجب بود اگر صحبت در واجب الوجود بودن این لوازم ذات است براى خودشان یعنى ما وجود محمولى را بخواهیم براى خود ذات بار كنیم لوازم را براى ذات بار كنیم خوب لوازم تابع ملزوم هستند خوب چنانچه ملزوم باشد لوازم هم هست اگر ملزوم نباشد لوازم هم نیست.