اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

نسخه عربی

جلسه ۸۴

10
  •  عبدالمطلب در اینجا آمده مى‌گوید خداى من یك خداى قهارى است كه تو یك ناخن او هم نمى‌شوى. من در اینجا، دارم به تكلیف خودم عمل مى‌كنم. تكلیف من این است كه از شترهاى خودم مواظبت كنم. این تكلیف من است. من نیامده‌ام اینجا، براى خدا شفاعت كنم. اینم خدا را پایین آوردن است. خدا نیاز به شفاعت ندارد. بیت خدا نیاز به شفاعت ندارد. خدا قهار است. خدا قادر است. خدا فوق كل ذى علم علیم است. هویفعل ما فعال ما یشاء و حاکم ما یرید است. من بیایم براى خدا شفاعت كنم. خدا مى‌گوید: تو كه هستى عبدالمطلب كه بیایى شفاعت بیت را بكنى مگر من اینجا مرده‌ام. مگر من دست ندارم. مگر من قدرت ندارم. این در اینجا آمده واقعا مسأله عالى و توحیدى را مطرح كرده است. این بیچاره نفهمیده آمده به عبدالمطلب اعتراض كرده است. این مى‌گوید وللبیت رب این بیت خدا دارد، ما هم بنده خدا هستیم. در كار خدا هم فضولى نمى‌كنیم.

  •  بله، همین خدا ما را مكلف بكند به حفظ و حراست از كعبه، در مسجد الحرام مى‌ایستیم و تا دم آخر هم مى‌جنگیم و خونمان را هم مى‌ریزیم. اما صحبت در این است كه صحبت آبرو گذاشتن و شفاعت كردن است. این است قضیه، مى‌گوید من خیال كردم، تو مى‌خواهى بیایى شفاعت كنى. من بیایم در كار خدا شفاعت كنم؟ من كه فلان هستم چه كسى هستم كه بیایم در كار خدا شفاعت بكنم؟ آبروى خدا را بیایم بخرم؟ خدا خودش آنجا هست، جرأت دارى برو آنجا هر كارى دل تو مى‌خواهد انجام بده، تا خودش حق تو را بگذارد كف دستت. حالا دیگر این خداى بنده خدا هم اینطورى است دیگر، نیاز دارد كه بعضى ها بیایند كمك كنند. دین او را كمك كنند. چه كسانى بیایند كمك كنند. واقعا چه كسانى؟ هر كسى بله، در جریان مشروطه بود. بله.