
جلسه ۸۳
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۳
10این مىشود اشتراك لفظى این دیگر یك مسأله واحد نیست. فرض كنید كه در این جا ملح به اضافه حموضت مورد لحاظ قرار گرفته؛ در اینجا ملح به اضافه حلاوت؛ حالا بخاطر اختصار در لفظ ما حلاوت و حموضت را نمىآوریم؛ یك همچنین تشبیهى.
در بحث فلسفه، كلام بعضىها این است كه بطور كلى در فلسفه چون بحث وجود است ضرورت هم به وجود تعلق مىگیرد یعنى ضرورت وجود؛ این ضرورت وجود ماده است. براى قضایاإ امكان وجود ماده براى قضیه است؛ امتناع وجود ماده براى قضیه است. اما در بحث منطقى بحث ما بحث وجود نیست بحث خود ماهیت و بحث لوازم ماهیت است و آن محمولاتى كه بر این حمل مىشود به لحاظ ماهیت، نه به لحاظ وجود. اصلا در بحث منطقى كارى به وجود نداریم؛ در «الاربعه زوج» كارى نداریم به این كه اربعه در خارج باشد؛ یا نباشد ما مىخواهیم ببینیم صرف تصور اربعه اقتضاى زوجیت را مىكند.
پس در بحث منطقى آن چه که مورد نظر است تقرّر ماهیت است نه وجود ماهیت؛ ثبوت ماهیت است نه وجود ماهیت؛ تصوّر ماهیت است نه وجود ماهیت.
پس بنابراین ضرورتى را كه در بحث هاى منطقى مورد استفاده قرار مىدهیم ضرورتِ حملِ محمول است به ماهیت بشرط تقرر ضرورت امتناع محل محمول است بر ماهیت به لحاظ تقرر، اصلا به وجود كارى نداریم. امتناع فردیت لاربعه وجوب الزوجیه لاربعه در منطق مورد بحث قرار مىگیرد. یعنى این ماهیت به لحاظ تقرّرش و به لحاظ ثبوت تصوریش اقتضاى این ماهیت را مىكند یا اقتضاى این ماهیت را نمىكند پس بنابراین در این جا ماد و ماده داریم؛ یك ضرورت است بشرط وجود؛ و دیگر ضرورت است بشرط تقرّر ماهیت؛ و در بحث هاى منطقى ماهیت كه مقرّر است و لَوْ فى الذهن مورد بحث قرار مىگیرد. پس بنابراین این محمول در آن جا حل مىشود.
لذا این مواد ثلاثى كه در بحث فلسفه هست، اختلاف ما هوى و اختلاف معنوى با آن مواد مورد بحث در قضایاى منطقى دارد. این كلام صاحب مواقف همین قاضى عضدهیدجى بود. بعد در این جا عرض مىكنم. مرحوم آخوند به این كلام ایشان جواب مىدهند مطلبى را كه ایشان مىفرمایند (البته یك قدرى مفصل است، من فقط اجمالش را مىگویم و دیگر وقت گذشته؛ فقط همین اجمالش را این جا مىگوئیم و فردا یك شرح بیشترى روى این مسأله مىگوئیم) مرحوم آخوند مىگویند كه اختلافى كه در مواد ثلاث در قضایاى فلسفى و قضایاى منطقى است به خود مواد بر نمىگردد. این اختلاف به مواد چه كار دارد؟ این اختلاف به لحاظ نحوه محمولى است كه شما در قضایاى فلسفى مورد استفاده قرار مىدهید و آن محمولى كه در قضایاى منطقى مورد استفاده قرار مىدهید به آن بر مىگردد؛ به این كارى ندارد! ماده، ماده واحد است این ماده واحد در آن جا، چون در فلسفه بحث از وجود مىشود، به وجود مىخورد. این ماده در بحث هاى منطقى به لحاظ خود ماهیت و تقرر ماهیت به خود ذات و ذاتیات ماهیات مىخورد؛ به لوازم ماهیت مِنْ حیثُ انَّها هِىَ مىخورد لا من حیث أنّها موجوده فى الخارج. پس بنابراین به ماده كارى ندارد.
