اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

نسخه عربی

جلسه ۸۳

8
  • بناءًا على هذا وقتیكه ما نگاه مى‌كنیم. مى‌بینیم كه همان ماده‌اى را كه در قضایاى فلسفى بكار مى‌بردیم و استعمال مى‌كردیم، در قضایاى منطقى هم بكار مى‌بریم، به این جا متوجه مى‌شویم كه حقیقت مسأله یكى است؛ یعنى ماده یكى است؛ این ماده در آن قضایاى فلسفى به لحاظ وجود محمولىِ محمول، بر موضوع حمل مى‌شود كه وجود خاص است و در قضایاى منطقى به عنوان عام، نه به عنوان خاصه. در آن جا مى‌گوئیم «زید موجود بالامكان»؛ وجود زید را بالامكان حمل مى‌كنیم بر زید؛ یعنى ممكن است این ماهیت متصف به این وجود خاص بشود. و ممكن است متصف به این وجود خاص نشود.

  •  ولى در قضایاى منطقیه بحث از وجود خاص نمى‌كنیم بحث از قضایاى كلى است لذا منطقى را بحث با الفاظ نیست چون الفاظ به ظاهر كار ندارد به جزئیت كار ندارد. همیشه منطقى در قضایاى كلى و در معناى كلى و در معانى بحث مى‌كند.

  •  این بحث از قضایاى كلى به این منوال است كه منطقى بحث از این مى‌كند كه حیوانیت براى زید ضرورت دارد یا ندارد؟ كاتبیت به نحو عام براى انسان ضرورت دارد یا ندارد؟ یا فرض كنید كه من باب مثال، تعجب براى این ضرورت دارد یا ندارد؟ حدوث براى این ضرورت دارد یا ندارد؟ بطور كلى در بحث منطقى، بحث همیشه در قضایاى كلیه و قضایاى عامه خواهد بود.

  •  در این جا خوب بعضى ها در این جا ممكن است بگویند كه مواد ثلاث كه ضرورت و امتناع و امكان باشد به اشتراك لفظى در دو علم مورد بحث قرار مى‌گیرند. یعنى فقط این ها در لفظ با هم اشتراك دارند یا این كه در معناى مركب با هم اشتراك دارند نه تنها در لفظ؛ خب اشكالى ندارد. فرض كنید كه در اشتراك لفظى یك وقت یك لفظ به هیچ وجه من الوجوهى از نقطه نظر معنا؛ اشتراكى ماهوى با معناى دیگر نداشته باشد؛ مانند عین كه وضع شده است به یك وضع براى ذَهَب و به وضع دیگر براى ركبه ذى رجع و به یك وضع، دیگر براى حارث و به وضع دیگر براى فضه. در اینجا بین معانى ارتباطى وجود ندارد مثلا حارث و فضه. كه اختلافشان اختلاف ماهوى است با هم ارتباط ندارند.