
جلسه ۸۳
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۳
7لكن گاهى اینگونه نیست بلكه علت براى این محمول؛ علت براى حمل محمول خود نفس عالم است. وقتى كه مىگوئیم «العالم خیر من الجاهل» و «العالم یفترق مع الجاهل بالكیفیه». الان در این جا هیچ كارى به وجود خارجى و عدم وجود خارجى عالم نداریم. نفس «العالم» فى حد نفسه با جاهل تفاوت دارد. حال چه در خارج این عالم باشد و چه نباشد؛ حمل «خیرٌ» بر این موضوع نیاز به وجود خارجى ندارد. یعنى در باب ماهیات این بحث مىشود كه ماهیت عالم با ماهیت جاهل با هم افتراق و اختلاف دارند خب همین طور شما بیاید در قضایاى حقیقیه دیگر؛ مىگوئیم «الاربعه زوج» این زوجیت را كه شما حمل بر اربعه مىكنید آیا به لحاظ این كه اربعه در خارج است حمل مىكنید؟ یا به لحاظ خود اربعه است! حمل مىكنید به لحاظ خود اربعه یعنى خود «اربعه فى حد نفسه سواءٌ تحقق فى الخارج اولا یتحقق»، زوجیت برایش حمل مىشود. اصلا فرض كنیم تا روز قیامت هیچ اربعهاى در خارج محقّق نشود تمام افراد تك تكى راه بروند؛ در خیابان هیچ چهار تا با هم نروند؛ هیچ چیزى با هم دیگر اجتماع پیدا نكند؛ بین هر شیء و شیء دیگر افتراق، افتراقِ صدها فرسخ باشد؛ اصلًا فرض كنیم هیچ اربعهاى در خارج نباشد باز اربعه زوج است؛ یعنى لا فرض اصلا به فرض وجود كار نداریم، یعنى صرف تصور اربعه لوازم ماهیت را اقتضا مىكند، لازمه ماهیت چیست؟ در این جا زوجیت است. دیگر صرف تصور انسانیت لازمه ماهیت را اقتضا مىكند. یا خود ماهیت را فرض كنید؛ من باب مثال لازمه ماهیت تعجب باشد كه اقتضا مىكند خود ماهیت مثل ذات ماهیات مثل حیوانیت و ناطقیت باشد اقتضا مىكند چه این كه در خارج انسانى باشد یا نباشد.
پس ما در منطق وقتى كه یك محمولى را براى موضوع مىآوریم به لحاظ وجود نگاه نمىكنیم (در منطق نه در فلسفه) در منطق به خود ماهیت نگاه مىكنیم و به ذاتیت ماهیات نگاه مىكنیم و به لوازم ماهیت نگاه مىكنیم كه آیا این لازمه براى ماهیت ضرورى است یا غیر ضرورى است؟ كتابت براى انسان ضرورى است یا غیر ضرورى است؟ نه ضرورى هم نیست. ما به این داریم نگاه مىكنیم.
