
جلسه ۸۳
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۳
6پس بنابراین ما مىبینیم در قضایاى منطقیه همین مواد ثلاث وجود دارد. یعنى ضرورت، امتناع و امكان در قضایاى منطقیه وجود دارد. حال صحبت در این است كه آیا وقتى كه ما مىگوئیم «الانسان حیوان ناطق» آیا در این جا ما وجود انسانى را فرض كردیم و بعد «حیوان الناطق» را به او حمل نمودیم؟ یا نه ما مىگوئیم این محمول به ماهیت چه ارتباطى دارد. سواءٌ اینكه هذه الماهیه تتحقق فى الخارج او لا یتحقق؛ ما به او كارى نداریم؛ یا مثلا: «الاربعه زوج سواءٌ تحقّق هذه الاربعه فى الخارج او لا». مثل هذا الكتاب؛ هذا الكتاب؛ هذاالكتاب؛ هذا الكتاب؛ مجموع هذا الكتاب مىشود اربعه. این اربعه در خارج وجود دارد یا ندارد؟ ما به آن كارى نداریم. به عبارت دیگر در منطق بحث از قضایاى حقیقیه است؛ بحث از وجود خارجى نمىكند.
نكته اى راهگشا در مباحث آتیه: اختلاف نظر منطقى با فلسفى به ماهیت در بحث مواد ثلاث
خوب حالا در این جا یك نكتهاى اشاره كنیم (كه این نكته بعدا به درد مىخورد). در اعتراضى كه مرحوم آخوند بر محقق دوانى مىكند این مسأله ما در این جا مىآید و در آن جا عرض مىكنیم بر این كه اشكال مرحوم آخوندى چى است و اعتراضشان بر محقق دوانى وارد نیست. این نكته در این مسأله در این جا مىآید و آن كه ما در قضایا، گاهى اوقات، علت براى محمول حمل شده بر موضوع یا خود آن ماهیت موضوع است و یا علّت شرط وجود اوست.
ولى در خیلى قضایا ما به شرط وجود كار نداریم علت براى نسبت محمول با موضوع. نفس همان موضوع است و به شرط وجود كار نداریم. فرض كنید كه مىگوئیم. «اكرم العلماء» الان علت براى اكرام چیست؟ آن كه اقتضاى اكرام مىكند آیا عالمیت، تنهاست یا وجود خارجى آن ها هم هست؟ عالمیت تنها كه علت اكرام نیست؛ باید در خارج این عالم متحقق بشود. عالمِ مثالى و عالم ماهیتى را كه انسان اكرام نمىكند! آن در خواب و خیال است! اما اگر مىخواهد در خارج اكرام كند، باید این عالم در خارج متحقق باشد پس آن چه كه اقتضاى اكرام را مىكند و علت براى اكرام است آن چیست؟ آن عالم و شرط خارجىِ او و شرط وجود است؛ آن علت براى اكرام است.
