اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

نسخه عربی

جلسه ۸۳

4
  •  اگر بخواهید این شى را تجزیه و تركیب كنید باید با علوم شیمى و مانند آن ماهیت یك شى را بدست بیاورید. این ماهیت فرض كنید كه از نفت است و نفت را به چه وضعیتى تجزیه و تحلیل مى‌كنند تا تبدیل به ماده بشود؟ به فلسفه مربوط نیست!

  •  پس بنابراین بطور كلى ما در فلسفه بحث از ماهیات نمى‌كنیم بحث از وجود ماهیات و ارتباط این وجود با جاعل مى‌كنیم. و بحث از نسبت این وجود با ماهیت مى‌كنیم، كه چه نسبتى دارد؟ آیا ضرورت دارد؟ آیا امكان دارد؟ ضرورت بالذات است یا ضرورت بالغیر؟ ضرورت ازلى است یا ضرورت ذاتى؟ ضرورت به شرط محمول است یا ضرورت به شرط وصف؟ مشروطه عامه است وصفیه است؟ دائمه است؟ به طور كلى بحث از وجود مى‌شود اما بحث از ماهیات در فلسفه نمى‌شود. همین طور از لوازم ماهیات نیز بحثى در فلسفه نمى‌شود. من باب مثال «الاربعه زوجه او فرد» این مربوط به فلسفه نیست. مربوط به مسائل ریاضى است كه زوج براى اربعه ضرورت دارد یا ضرورت ندارد. این یك بحث فلسفى نیست این بحث، بحث ریاضى است.

  •  پس بنابراین آن چه كه در موضوع فلسفه براى ما مهم است مباحث وجود است به تقسیم اولیه یا ثانویه خودش و امثال ذلك. اما ماهیات مورد بحث نیستند. بناء على هذا ماهیات و لوازم ماهیات از مباحث فلسفى خارج هستند و استطراداً در مباحث فلسفى داخل مى‌شوند. به خاطر این كه هر وجود محمولى كه وجود خاص باشد (وجود محمولى وجود عام است) اما اگر یك وجود خاصى را ما بخواهیم براى ماهیتى ثابت كنیم، طبعاً آن ماهیت هم باید بحث بشود. آن ماهیت چه ماهیتى است؟ مادى است یا مجرد؟ از مبدعات است یا از غیر مبداعات؟ طبعى است غیر طبعى؟ لذا در فلسفه استطراداً بحث از ماهیات مى‌شود. پس بنابراین ما مى‌بینیم كه این مواد ثلاث در فلسفه مورد بحث قرار مى‌گیرد. كه همان ضرورت و امتناع و امكان خوب است. خب این كه الان در این جا مورد بحث قرار مى‌گیرد.