
جلسه ۸۲
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۲
4و بطور كلى هر قضیهاى را كه ما بخواهیم بر گردانیم به نفى و اثبات باید از این مسئله اجتماع و ارتفاع نقیضین كمك بگیریم. یعنى امر را دائر مدار بین ثبوت و بین نفى كنیم تا اینكه هر دو طرفین مسئله مشخص شوند و بتوانیم بر آن برهان بیاوریم مثلًا به عالم نگاه بكنیم بگوئیم عالم یا حادث است یا غیر حادث. این حادث است دیگر نه اینكه حادث است و غیر حادث واسطهاى در اینجا مقابلش است، به وجود زید نگاه مىكنیم مىگوئیم زید وجود دارد یا عدم دارد باز در اینجا دیگر واسطهاى قائل نمىشویم. بطور كلى در هر برهانى اولین نكتهاى كه باید در آن برهان مورد نظر قرار گیرد عدم واسطه بین سلب و ایجاب است در هر قضیهاى كه باید باشد. بعضیها آمدهاند انكار كردهاند گفتهاند كه آقا نه. مانند همین سوفسطایىها و اینها مىگویند ما واسطه داریم كه خوب در اینها، مىگوید جوابش هم كه روشن است هیچ چیزى ممكن است نه وجود داشته باشد نه عدم داشته باشد مىگوئیم شما اعتقاد دارید به اینكه این شیء وجود دارد یا ندارد. اگر بگویند اعتقاد داریم خوب در این صورت به اینها گفته مىشود همینكه شما گفتید اعتقاد دارید جنبه ثبوتى در اینجا لحاظ كردید. خود شما مىگویید من اعتقاد دارم، من میدانم. این میدانم حق است دیگر، عبارت از یك واقعیتى است در نفس شما اگر بگویید كه نه آقاجان بنده اصلا شك دارم. شما مىدانید كه شك دارید یا نه؟ اگر بگوید میدانم كه شك دارم پس وجود خود شك را در نفس اثبات كردهاند این هم مىشود چه؟ باز در اینجا اثبات واسطه بین نفى و اثبات نشده در اینجا اگر بگویند آقا جان اصلًا نه علم داریم نه شك داریم اصلًا نمىدانیم این چه هست. در این هم كه خودمان داریم مىگوئیم نمىدانیم چه هست. هیچى نمىدانیم باید یك جوالدوز به آن فرو كنیم بگو آقا جان بنشین همینكه گفت: آخ. بگو آخ چه هست آقا؟ درد چه هست؟ نه درد داریم نه غیر درد داریم یك مقدارى هم جیزش كنیم یك آتشى بگذاریم كف دستش بگوید آى سوختم بگو آقا سوختم چى هست این اعتقادات هم كشك است خیال مىكنى بیخود خیال مىكنى آتش چه هست؟ همه چى مىگفت خداست و اینها.
