
جلسه ۸۲
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۲
8«وإن اشتمیت أن تعرف» اگر مىخواهید شما معرفى كنید شیئ از این جهات ثلاثه و معانى ثلاثه را «فلتاخذ الوجوجب» «بیناً لنفسه» شما باید وجوب را بین بنفسه بگیرید «کیف و هو تاکد وجود» وجوب عبارت است از تاكد وجود اگر وجود، وجود مؤكّد باشد به طورى كه راه مفرى از او نباشد، اسم این را ما وجوب مىگذاریم «کیف و هو تاکد الوجود و الموجود أجلى من العدم» وجود أجلى از عدم است «لان الوجود یعرف بذاته» چون وجود ذاتاً خودش شناخته مىشود و عدم بواسطه وجود شناخته مىشود یعنى ما اول وجود را تصور مىكنیم بعد عدمیت را بر همین وجود فرض مىكنیم تا اینكه معناى عدم را بفهمیم. پس حتى عدم را ما به وجود مىفهمیم «ثم تعرف الامکان» پس شما این امكان را معرفى مىكنید به سلب وجوب از طرفین، اول مىروید سراغ وجوب، وقتى كه وجوب را تأكد وجود گرفتید، این را در تعریفهاى دیگر هم بكار مىبرید و به كار مىگیرید، امكان را هم با همین وجوب معرفى مىكنید امكان چیست؟ سلب وجوب است از طرفین، سلب همین تأكد وجود است، سلب وجوب و تأكد وجود از طرفین است. پس بنابر این ما بداهت را اول روى وجوب بردیم، بعد وقتى كه وجوب براى ما بدیهى شد، آمدیم به بقیه هم زدیم. همین را در امتناع هم مىگوئیم امتناع چیست؟ اثبات وجوب است از سلب، همین وجوب را در تعریف امتناع مىآوریم امتناع چیست؟ آن است كه سلب براى او واجب باشد، نفى براى او واجب باشد، شریك البارى سلب براى او واجب است و نفى براى او واجب است.
ادامه تطبیق متن
ثم1 اعلم أن القوم أول ما اشتغلوا بالتقسیم للشیء إله هذه المعانى الثلاثه آقایان اولین مرحلهاى كه شى را به این معانى ثلاثه تقسیم كردند، نظروا إله حال المهیات الکلیه بالقیاس إله الوجود و العدم بحسب مفهومات الأقسام اینها نظرشان به حال ماهیات كلیه و مفاهیم كلیه به قیاس با وجود و عدم بوده و به حسب مفهومات اقسام به ضرورت و وجوب و امتناع تقسیم كردهاند
- در درس شماره ٧٧.
