
جلسه ۸۲
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۲
7«و هو أن مفهوم الواجب لیس ما یلزم من عدمه محال» واجب آن نیست كه از عدم آن محال لازم بیاید، «بل هو نفس عدمه محال» نفس عدم واجب خودش محال است ولیس لأجل محال آخر» نه براى محال دیگرى كه لازم بیاید، «قد لایلزم محال آخر» ممكن است محال اصلًا لازم نیاید. فرض كنید كه ممكن بالذّات نباشد، وقتى كه ممكن بالذّات نبود، دیگر نه دورى است و نه تسلسلى، یعنى دیگر ممكن نیست تا ما این را به یك واجبى برسانیم. پس دیگر محالى در اینجا نیست، كه دور یا تسلسل باشد «اولایکون مایلزم أظهر ولاأبین من نفس فرض عدمه» یا اینكه محال دیگرى لازم نیاید، یا اینكه آن كه لازم مىآید «اظهر و ابین» ازخود نفس فرض عدم نیست شما مىخواهید تصور دور و تسلسل را علت بگیرید و براى تعریف واجب قرار بدهید. در اینجا آیا محالیتى كه برخود عدم واجب لازم مىآید زودتر به ذهن مىآید یا دور و تسلسلى كه خود آن نیاز به برهان و دلیل دارد.
یعنى شما یك مفهوم عام بدیهى را رها مىكنید و بعد سراغ لزوم دور و تسلسل مىروید. خودِ این محالیتى كه از نفس عدم واجب لازم مىآید، زودتر به ذهن مىآید. و این راحت تر است تا اینكه شما بخواهید بگویید: واجب آن است كه، از فرض عدمش یك دورى لازم مىآید یا یك تسلسلى لازم مىآید. بعد برویم سراغ دور آیا بطلان دور بدیهى است یا غیر بدیهى است، بطلان تسلسل بدیهى است یا غیر بدیهى است. شما یك چیز راحت را رها كردید، امتناعى كه بر خود عدمِ واجب مىآید این را رها كردید، بعد سراغ دور و تسلسل رفتید. یعنى ایشان مىخواهند بگویند از نقطه نظر بداهت باید ببینیم كدام اقدم است و كدام اولى است آن را باید زودتر به ذهن بیاوریم.
«وکذا الکلام فى الممتنع» در ممتنع هم مسأله همین است «فان المحال» محال چیست؟ نفس ممتنع است، «لا ما یلزم من فرض وجوده» نه اینكه ممتنع آن است كه از فرض وجودش محال لازم بیاید كه دور یا تسلسل باشد. «الممتنع هو نفس المحال» «هو نفس الممتنع» یعنى خود ممتنع، محالیت آن و قباحتش به اصطلاح آن معناى بُعدش، به ذهن نزدیكتر است تا دور و تسلسلى كه از فرض وجود ما در اینجا بخواهیم معنا بكنیم «فیکون تعریفاً للشى» «بنفسه و على هذا السبیل معنى الامکان» معناى امكان هم همینطور است بل جمیع مفهومات كه شامل مىشود، «المبحوث عنها» در علم كلى از این مفهوم ها بحث مىشود «کما نبهناک علیه سابقاً» كه تمامى اینها را ما عرض كردیم كه خود مفاهیم اولیه آن، به ذهن مىآید بدون دخالت واسطه و بدون دخالت شیء دیگر.
