اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

جلسه ۸۲

22
  •  و نه ترجیح وجودش را اقتضا كند و نه عدمش را. سواءٌ بلغا حدّ الوجوب اولا حالا مى‌خواهد این دو تا وجود و یا عدم به حدّ وجوب برسند یا نرسند این اقتضا نمى‌كند این باید از ناحیه علت افاضه شود، فاءذن تجویز کون ذات الممکن مقتضیاً لرجحان الوجود حالا نتیجه چه هست؟ اینكه ما تجویز كنیم كه ذات ممكن اقتضا مى‌كند نه وجود را، رجحان وجود را و اولویتى راكه رجحانا متقدماً على وجوده یك رجحانى كه مقدم باشد بر وجود خودش خوب این رجحان از كجا آمد؟ اینكه فقر محض بود جنبه رجحان از كجا آمد؟ رجحان از ناحیه علت باید بوجود بیاید. خوب ماهیت كه علت نمى‌تواند باشد واولویه باعثه لتحققه یك اولویتى را كه باعث تحقق او بشود انما نشاً من الغفله عن کون الممکن فى نفسه این ناشى از غفلتى مى‌شود از اینكه ممكن فى حد نفسه مع انقطاعه عن سببه باوجود انقطاع از سبب خودش این باطل محض است.

  • ولیس له امتیاز و لا تاثیر نه امتیازى براى آن است و نه تاثیرعلّى و نه اقتضایى اصلًا. هیچى ندارد وایضاً لو اقتضى ذات ممکن ما اولویه وجوده و رجحانه اگر یك ممكن مائى ذاتاً اقتضاى اولویت وجودش را یا رجحانش را بكند لزم الترجیح من غیر مرّجح، لانه لمّا لم یکن قبل وجوده تمیزو لاتخصص قبل از وجود نه تمیزى داشته و نه تخصصى هیچكدام نبوده كه چون ما مى‌گوئیم فقر محض است و احتیاج محض است. فحیث اقتضى ممکن ما اولویه وجوده و تخصصه حالا اگر آمد و یك ممكن المائى اقتضاى اولویت وجود خود را كرد و تخصص خود را كرد به یك مرتبه‌اى از مراتب وجود مادى یا غیر مادى،

  • ولایقتضى ممکن آخر اولویه وجوده و تخصصه بتلک المرتبه اما یك ممكن دیگرى اقتضا نكند اولویت وجودش را به همین مرتبه اى كه این جناب ممكن ما آمده و اقتضاى وجود را در این مرتبه كرده و مع عدم تمیز شیء منهماعن الاخر با توجه به اینكه هیچكدام از این دو تا متمایز از همدیگر نیستند. چون هردو ماهیتى هستند كه هیچ جهتى ندارند فرض كنید شما ماهیت زید را در نظر بگیرید و ماهیت عمر را، بگوئیم ذاتاً ماهیت زید اقتضاى وجود زید را كرده ولى ماهیت عمر اقتضا نكرده خوب این به چه دلیل؟ اگر ما مسئله علّیت را كنار بگذاریم، بگوئیم خود ماهیت زید اقتضا كرده، ماهیت از كجا این را در آورده از داخل شكمش كه نمى‌تواند این رجحان را در بیاورد ماهیت عدم است و ذاتاً چیزى نیست. لبطلانهما فى تلک المرتبه چون هر دو تاى این دو تا ممكن در این مرتبه باطل وعدم هستند، یلزم ما ذکرناه آنكه ما ذكركردیم ترجیح بلا مرجّح و تخصّص بلا مخصّص لازم مى‌آید