اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

جلسه ۸۲

19
  • إذ لیست لها هویات انفضالیه استقلالیة، اینها اصلًا تعینات انفصالیه استقلالیه ندارند، فقط جنبه ربطى دارند و از مقوله اضافه نیستند از باب اضافه اشراقیه هستند و مع هذا با این كیفیت، (فإنها عینیات صرفة بلا إبهام) اینها یك عینیاتى هستند هیچ ابهامى هم ندارد و ما داریم اینها را مشاهده مى‌كنیم و یك موجودات محضه اى هستند، بلا ماهیاتٍ‌، وجوداتى كه ماهیات ندارند، یعنى صرف آن حقیقت وجود در اینها صرف همان حقیقت وجود هستند كه آن در ذات آنها هیچ ماهیتى بروز و ضمّ و ضمیمه در اینجا نشده و انوار ساذجه اى هستند بلاظلمه اینها نورند، وهذا مما یحتاج تصورها إلى ذهن لطیف ذکى فى غایة الذکاء و الدقة و اللطافة این از آن چیزهاست كه احتیاج دارد تصورش، یك ذهن لطیف و زیرك در غایت ذكاء ودقت و لطافت باشد تا ادراك بكند این وجودى كه الآن دارد مشاهده مى‌كند چقدر انسان باید ذهن خود را دقیق كند و از همه این ماهیات كنار برود و بتواند به یك حقیقتى برسد كه آن حقیقت را اگر بخواهد ملاحظه بكند، دیگر نمى‌تواند بگوید جسم است، دیگر نمى‌تواند بگوید شكل است، دیگر نمى‌تواند بگوید تعین است، خیلى باید انسان عبور كند، خیلى انسان باید از پرده ها یكى یكى بگذرد، فرق نمى‌كند هرچه را شما مى‌خواهید در نظر بیاورید، كتاب را در نظر بیاورید، بروید در عمقش، فرش را در نظر بیاورید، بروید در عمقش، شیشه را در نظر بیاورید تمام اینها را هضم مى‌كنید تا انسان مى‌رسد به یك نكته اى كه مى‌بیند تمام اینها همه معانى هستند، همه اینها نور هستند و نورى كه اصلًا شكل ندارد. حالا این را ما گفتیم اما ادراكش باید بواسطه شهود باشد ولهذا قیل إن هذا طور وراء طور العقل این دیگر یك عالمى غیر از عالم عقل است، یك

  • لآن إدراکها یحتاج إلى فطره مستانفة، ادراكش احتیاج دارد به یك وجدان مستأنفه، كه عنایت حق باشد و غیر از آن باشد كه تا به حال با آن سر و كار داشته و قریحه باید ثانویه داشته باشد، ثانیه باید باشد،