
جلسه ۸۲
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۲
18پس بنابراین؛ این ماهیات من حیث هى، وجودات آنها وجوداتِ ذهنى است به نور ذهن ما مىتوانیم به آنها اشاره بكنیم واگر این ماهیات وجود ذهنى هم نداشته باشند از آن طرف نه وجود خارجى هستند كه جنبه تعلقى به غیبِ آنها قابل اشاره باشد و نه وجود ذهنى هستند پس بنابراین اینها اعدام محض هستند و قابل اشاره و قابل إخبار نیستند.
ادامه تطبیق متن
وبالجمله1 لیست محکوما علیها بحسب ذواتها و لوفى وقت وجودها المنسوب إلیها مجازا عند العرفاء بنعت من النعوت.
اینها محكومٌ علیها نیستند بر سر ذواتشان، ماهیات ولو فى وقت وجودها و لو اینكه وقتى كه وجود هم دارند باز اینها بنعت من النعوت، لیست محکوما علیها محكوم برایشان نمىشود، المنسوب إلیها مجازا عندالعرفاء آن وجودى كه عرفا این را مجازاً منسوب به آن ماهیات مىكنند، مجازا، اما در واقع آن وجود را منسوب به علت اولى مىكنند آن حقیقت دارد، در واقع یك وجود اینها مىدانند و انتصاب وجود را به ماهیات، انتصابش را مجازى مىدانند و حقیقتا كه وجودات منتصب به ماهیات نیست ماهیات كیست كه تا اینكه وجود بخواهد به او منصوب باشد، تمام این وجودات منصوب به علت العلل است، به ذات بارى است. و بالجمله لیست محکوما بنعت من النعوت (الا بأنها هى هى تنها صفتى كه براى این ماهیت بیچاره ما مىتوانیم بیاوریم. این الماهیه من حیث هى لیست الا هى، همین است. لا اقتضاء بالنسبه بكل شیء، این است.
بخلاف الوجودات. اما وجودات این ماهیات وجوداتش، فإن حقائقها تعلقیه حقیقت این وجودات؛ خود ذات این وجودات مىخواهیم نگاه كنیم، اینها فقط یك جنبه ربطى و تعلقى هست.
(لا یمکن للعقل الإشارة إلیها مع فرض انفصالها عن القیوم الجاعل بأنها هى هى، اگر ما فرض بكنیم كه اینها منفصل از قیوم جاعل است، دیگر عقل نمىتواند به آن اشاره بكند چون اینها چه مىشوند؟ اعدام محضه مىشوند و نمىشود به أنها هى هى،
- در درس شماره ٨١.
