اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

جلسه ۸۲

15
  •  این حقیقه وجودیه در اینجا منسوب به ماهیات است به نحو انسباب و همینطور منسوب به قیوم جاعل على نحو القیام است. این جهت ربطى منسوب به فاعل است، منسوب به جاعل است. مى‌گوئیم كه این حقیقت وجودیه استناد به جاعل دارد. ظهور و صدور استنادِ به فاعل دارد. على نحو القیام و التّرولُ التّشعشع وبه نحو قیام؛ قائم به اوست و نازل از آن مرتبه شعاع اوست،. لمعانِ اوست، تجلّىِ اوست، فیضِ اوست و رشحاتِ اوست الى غیر ذلک مما یلیق بتقدسه و غناه ... غیر از اینها از آن چیزهایى كه لیاقت به تقدس آن ذات و غناى آن ذات از ما سوى دارد.

  •  پس بنابراین ظهور حضرت حق است كه دو جنبه دارد:

  •  یك جنبه استناد به هیاكل و قوابل دارد كه منصبغ و مستكمل به این جهت ربطى هستند. و یك جهت استناد به ذات دارد كه قیام و تشعشع و لمعان گفته مى‌شودو متّصفِ به او مى‌شود فمصداق حمل مفهوم الموجود العام مصداق حملِ مفهوم موجودِ عام و مبدأ انتزاع این معناى كلى فى الواجب لذاته در واجب لذاته، این مصداقى كه ما از این مصداق مفهوم عام را انتزاع مى‌كنیم. این مصداق در واجب لذاته هُوَ نَفسُ ذاتِهِ بِذَاتِهِ؛ خود ذات اوست. خود ذات واجب بذاته (لا بغیره)؛ بذاته، این مصداق انتزاع مفهوم وجود از او است و مصداق حمل مفهوم بر او است بدون ضمِّ ضمیمه و بدون انتساب به شیئى. بلاملاحظة جهة اخرى و اعتبار أمر آخر اعتبار یك امر دیگرى غیر ذاته غیراز ذات او، از حیثیات انضمامیه در انضمام موجود به ماهیت فقط ذات او ملاك و مناط براى حمل موجودٌ و انتزاع تعلیه در انتزاع، انتساب وجودات خاصه به عله العلل و جهت ربطى است، التعلیلیة أو التقییدیة، و در ممكن بواسطه این مصداق حمل مفهوم در اینجا خود نفس واجب است و در ممكن بواسطة حیثیة اخرى حیثیت دیگرى است حیثیت انضمامّیه اتحادیه حیثیت انضمامیه اتحادیه است إذا ارید به الماهیه، اگر منظور ما از ممكن ماهیات باشد یا حیثیت ارتباطیه تعلقیه است یا تعلیلّیه است إذا ارید به نحو من الوجود، وقتى كه به او كیفیت وجود اراده بشود یعنى وجودات خاصه اراده بشود. واذ سینکشف لک بنحو البرهان از آنجایى كه براى شما منكشف شد به نحو برهان ان الموجودیة الممکن موجودیت هر ممكنى لیست الّا باتحاد مع حقیقه الوجود نیست مگر به اتحاد حقیقت وجود یعنى اگر ممكنى بخواهد موجودیت پیدا كند باید با حقیقت وجود متحد بشود.