
جلسه ۸۲
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۲
11وهذه عادتهم فى بعض المواضع لسهوله التعلیم کما فعلوا من إثباتهم الوسائط العقلیه و النفسیه و الطبائع الجسمیه
اینها اثبات وسائط عقلیه و اثبات وسائط نفسیه كردند و، علّیه النفس للاراده و فعل الخارجى و اثبات طبایع جسمیه كردند مثلًا علّیه الدواء لِلمِسحاقیه و علیه الداء لِلمراضیه علیت علل طبیعى براى معلولهاى طبیعى «علیه النار بالحراره و علیه ما للبروده» این علل طبیعى و اول اثبات علیه و وسائط كردند بعد خوب، ونسبه العلیه و الإفاضه و الآثار إلیها أولا. اولًا علیت را و افاضه و آثار را به آن وسائط نسبت دادند كه علیت به وسائط مىخورد افاضه به وسائط مىخورد آثار همه به وسائط مىخورد. ثقه بما بینوا فى مقامه، بخاطر چى اینكار را كردند گفتند بعداً مىآئیم. حساب اینها را مىرسیم ثقه بما بینوا فى مقامه، در مقامش روشن كردند، أن لا مؤثر فى الوجود إلا الواجب چون گفتند حالا بعداً مىآئیم حساب همه را مىرسیم و لا موثره فى الوجود الى الله بعد گفتیم عیبى ندارد یك شیرهاى سرشان بمالیم یك اثبات سلسله علیت بكنیم چه علیت عقلیه در آنجا هم فاعل و هم فعل جزء مجردات عقلیه باشد چه علَّیه نفسیه كه فاعل مجرد و فعل خارجىاش فعل مادى است یا علل طبیعى كه هم فاعل هر دو مادى هستند اول مىآئیم اثبات علیت مىكنیم.
و بعداً مىگوئیم علت آن است كه نفس افاضه به معلول است بعد مىگوئیم آقا لا موثره فى الوجود الّا الله. آن وجودِ حق است كه در هر علیتى خودش دارد به تنهایى علیت انجام مىدهد خود همان وجود كه به مظاهر مختلفى در آمده است نفس همان وجودِ حق است كه در مرحله عقل علیت عقلیه دارد و در مرحله نفس علیت نفسّیه دارد و در مرحله طبع علیت طبعّیه دارد. همه اینها وجودِ حق است. پس اینطورى كه قائلند وسائط باید یكى یكى بر هم مترتب باشند و این ترتب از یك نظر درست است و اگر به جنبه استقلالى باشد غلط است، اما از نظر اینكه بالأخره سلسه طولیه است و ظهورات حق هستند اشكالى ندارد.
