
جلسه ۸۱
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۱
6بله، نكته اى كه در اینجا هست این است كه در اطلاق اول، ما نظربه وجود فى نفسه مىكنیم، همان طورى كه مشاهده مىكنیم وجود كتاب را، وجود فرش را، وجود در و تخته را، مشاهده مىكنیم و در این مشاهده خود شك نداریم و ترتیب اثر مىدهیم و مانند روز روشن این براى ما این وجودات مشخص است، یك مطلبى منطوى در این است و مخفى در این است و او این است كه با وجود فى نفسه بودن این اعیان خارجى یك جنبه تعلقى و ربطى دارد كه اینها را به معانى حرفیه مبدل مىكند و جالب این جاست كه در عین وجود فى نفسه اینها معانى حرفیه هستند این همان حقیقت وجود رابط است كه ما مىگوییم همه اشیاء وجود رابط هستند نه رابطى تازه، وجود رابط هستند بالنسبه به چه؟ بالنسبه به وجود پروردگار. تازه ما رابطى را هم به معناى بعد از تحقّق مىتوانیم به عنوان ناعت ما در اینجا ما براى آثار حق مىتوانیم در اینجا بیاوریم اما حقیقت آنها عبارت از صرف تعلق و صرف ربط، آن مطلب را ما باید در نظر بگیریم بنابراین حقیقت همه اشیاء آن حقیقت، آنچه را كه اینها را هویت مى بخشد و در خارج محقّق مى گرداند عبارتست از همان جنبه فاعلى، آن جنبه فاعلى. آن جنبه فاعلى منشأ براى این اشیاء است وحقیقت براى این اشیاء است و مقوّم شیئ است كه برون آن مقوّم، مقوّم قابل ادراك نیست، یعنى بدون آن جهت رابطى كه عبارتست از عنایت حق كه فاعل است در مرائى و در تعنیات به واسطه آن عنایت است كه ما حقیقت این اشیاء را مى فهمیم آنطورى كه باید و شاید و اگر آن جهت ربطى و آن وجود خاص كه صرف ربط است نتوانیم ادراك بكنیم در واقع به حقایق اشیاء نرسیدیم و صرفاً یك تصوراتى از اجناس و فصول براى ما مى آید ولى در واقع فصل نخواهد بود و چون حقیقه الشیئ به صورتى لا بمادتى و جنسى هست پس بنابراین رسیدن به جنبه این حقیقت شیئ كه فصل الشیئ هست رسیدن به و حیثیت فاعلى اشیاء خواهد بود كه آن جنبه چه باشد؟ اضافه اشراقیه باشد رسیدم.
