
جلسه ۸۱
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۱
4در مسأله مشاركت حد و برهان در آنجا این مطلب شد البته در بحث ماهیات مرحوم آخوند وقتى كه مىآیند راجع به این قضیه خیلى بسط مىدهند و فعلًا الآن بحث، بحث ماهیات نیست بحث مواد ثلاث است كه البته اینها عارض بر ماهیات مىشود ولى در بواحث خود ماهیات راجع به همین مشاركت حد و برهان ودِر سمَ در اینها و در علت فاعلى و علت فاعلى ممكن است در برهان گاهى اوقات علت حد وسط قرار بگیرد، ممكن است در برهان معلول حد وسط قرار بگیرد، این ها یا اینها مطالب مختلفى است كه بعداً راجع به این مسائل ایشان مفصلًا صحبت مىكنند.
در اینجا آن چه كه مورد نظر است و آن مطلب دقیقى كه ایشان مىفرمایند این مطلب است و آن این است كه ما وقتى كه متوجه شدیم كه ماهیات عبارت هستند از یك امور اعتبارى، كه حمل وجود برآنها حمل وصف بحال متعلق به موصوف است و به لحاظ آن وجود خاصى كه در ماهیات هست و عارض بر ماهیات شده است و مجازاً عرفا این وجود را منتصب به ماهیات مىدانند اما در واقع بالحقیقه این وجود مال آن مبدأ فاعلى وجود است كه این جنبه ربطى مسأله است كه ما مىتوانیم به جهات ربطى نظر به خود این وجود كنیم، این مطلب ما را به این نكته مىرساند كه وقتى كه وجودى كه در این ماهیات است این وجود فقط وجود رابط باشند، یعنى آن وجود رابطى را كه ما انكار كردیم در قضایاى هلیه مركبه، آن وجود رابط را به معناى حقیقى و واقعى خودش در این وجود عارض بر ماهیات مىدانیم كه اینها صرف تعلقات هست و هیچ وجود مستقل سواى آن جنبه ربطى در آنها نیست، البته در اینجا عبارات ممكن است یك وقتى تفاوت پیدا كند یك وقت ما نظر به این وجودات مىكنیم و اینها را وجود مىبینیم به خاطر این كه اینها وجود فى نفسه هستند یخبَرُ عنه هستند این كه ممكن است در بعضى از این تعابیر، تعبیر از این وجود، وجود، معنا، معناى حرفى هست این به دو لحاظ است، به دو لحاظ در این جا لحاظ مىشود
