اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

نسخه عربی

جلسه ۸۱

2
  • بناءًا على هذا، پاسخ پرسش نخستین به ماى حقیقیه برمى‌گردد نه به ماى شارحه.

  •  فقط ماى شارحه براى تبدیل معانى لغات به یكدیگر است و عرض شد كه معنا ندارد كه یك شخص از حقیقت یك شیء سؤال نكند فقط از معناى تحت اللفظى آن بخواهد بپرسد. ممكن است یك شخصى ماء شارحه را در موردى به كاربرد كه از تمام مسائل اطلاع دارد، هم از ماهیت یك شى ء خبر دارد، هم از وجودش و هم از لمیتش، منتهى چون یك لفظى را مى‌شنود و معناى او را حالا لغت دیگر است این اطلاع ندارد اطلاع بر وضع ندارد و امثال ذلك این مجهولات موجب مى‌شود كه از ماى شارحه بپرسد درست شد؟

  •  پس اینكه آمدند پاسخ پرسش نخستین قلمداد كردند، كاملا چیست؟ كاملا بدون اساس خواهد بود. یك شخصى همه خصوصیات را مى‌داند فقط نمى‌داند كه این لفظ همان است هم مى‌داند چرك به چه مى‌گویند، نان را مى‌فهمد چه است، نان و این خبز. این معنائیست كه معروف است و هر روز صبح و ظهر و شب هم مى‌خورد. میبیند این جنسش چیست؟ كجا مى‌پزند و مصرفش چیست؟ ولى مى‌رود فرض كنید كه در تركستان مى‌گویند چرك. خوب این نمى‌فهمد فرض كنید كه: فرض كنید كه این چرك چه چیز است؟ سؤال مى‌كند چرك چیست؟ مى‌گویند آقا این همان نانى است كه همیشه مى‌خورى. این پاسخ پرسش نخستین نیست. این فقط براى تفهم معنا است در یك لغت دیگر و در زمان دیگر. پس بنابراین ما سه، یك ما، ماى حقیقیه بیشتر نداریم. و آن ماى شارحه اصلًا داخل درمطالب به حساب نمى‌آید، مطالب، بحث درباره ماهویت شیئ است و هویت شیئ، در آنجایى كه بحث از حقیقت شیئ است به عنوان ذات، در آن جا ما، ماى حقیقیه است. در آنجایى كه بحث از حقیقت شیئ است به معناى وجود كه از این در اینجا ما، هل در اینجا استفاده مى‌شود ما استفاده نمى‌شود، پس ما سه مطلب داریم یكى مطلب ماى حقیقیه است و دیگرى مطلب وجودیه است كه از او تعبیر به هل مى‌آوردند و دیگر او لم است كه تعبیر به علت فاعلى یا علت غایى براى یك شیء چیست؟ مى‌تواند در اینجا سؤال واقع بشود. این علت فاعلیش چیست؟ لم به چه جهت این موجود شد؟ مى‌گوییم (لان له صانعٌ كذا) یا به چه جهت این موجود شد؟ (لانه) مثلا (یستفاد منه بهذه الاستفادات، از علت غایى در اینجا از او سؤال مى‌شود، اما اینها بر ترتب هستند و عرض شد كه به جاى هل همزه استفهام هم به كار برده مى‌شود و اختصاص به هل ندارد. یك نكته اى كه در اینجا، یك مطلب بسیار ظریفى مرحوم آخوند در اینجا بیان مى‌كنند.