اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

نسخه عربی

جلسه ۸۱

5
  •  لحاظ اول اینكه این وجودات خودشان فى نفسه هستند و یخبر عنه هستند و این صحیح است. ما نمى‌توانیم انكار كنیم یك وجوداتى را چه قائل به تشكیك در وجود باشیم بنابر بعضى از آراء چه قائل به تشخص در وجود باشیم بنابر قول حق. در همه اینها، آن وجوداتى كه در اعیان خارجى متحقق است آنها وجودات، وجودات استقلالى هستند، نه استقلال به معناى جداى از مبدأ و نه استقلال به معناى حسب جنبه ربطى و نه استقلال به معناى واجب الوجود بالذّات بودن، نه خیر، به این معناست كه عینیت خارجى عبارت از نفس وجود. چون در تعبیرات گاهى اوقات تعبیر ممكن است است بیاورند كه این تعبیر با اصل تحقق عینیت وجود در خارج منافات دارد و آن تعبیر این است كه مى‌گویند وجودات اینها صرف تعلقات هستند، یعنى ذات همان طورى كه در آن یك بحث قبل یا دو بحث قبل بود كه عرض شد كه این كلام مرحوم صدرالمتألهین را ما داشتیم بیان مى‌كردیم، این وجودات را به معناى وجود مستقل، اینها نمى‌دانند نگرفتند یا اینكه از عباراتشان این طور بر مى‌آید، بلكه عنایت ذات و لطف ذات و آثار و شوائب ذات قرار دادند، اصل ذات را در مرتبه اعلاى از فوق ربط مى‌دانند و این وجودات را از آثار او مى‌دانند.

  •  این مطلب با آنچه را كه عرض كردیم جور در نمى‌آید. عرض ما این بود كه اگر شما ذات را صرف الوجود مى‌گیرید، لاحدیت و تجرد در صرف الوجود ملازم و مسابق با اطلاق نفس وجود به نفسه و فى نفسه در این لابه نفسه، فى نفسه در این تعینات خارجى است چون این با تجرد و با لاحدیت نمى‌سازد این با اطلاق وجود نمى‌سازد.

  •  این كه ما بیائیم عبارت را عوض كنیم و از سریان وجود، سریان ذات به تعینات، تعبیر به ظلّ و تعلقات بیاوریم و عنایات و لطف بیاوریم مطلب را عوض نمى‌كند یا با شهامت بگوئید كه آنچه را كه درعالم اعیان خارجى تحقق دارد (لیس بذاتٍ و لا خطّ له من الوجود بل هو مرآه و بل هو ظهورٌ (و لا حظ كیف هذا الظّهور) یك وقتى اینطورى است یا با شهامت و صراحت. بگویید كه نه خیر همان نزول ذات است كه به این ظهور در آمده است، همین نزول ذات است كه به مظهریت به این وجود در آمده است. هر دوى اینها، قایم كردن مطلب و در لابه لاى عبارت پیچاندن این حكایت از عدم ادراك واقعى مسأله تجرد وجود و اطلاق وجود مى‌كند و بساطت و صرافت وجود مى‌كند.