اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

نسخه عربی

جلسه ۸۰

9
  •  بله، اگر متكلم در جواب شرح اجمالى بدهد این را مى‌گویند شرح الاسم. این دیگر ما یك قسم است و سائل از حقیقت شیء سؤال مى‌كند، چون همیشه سائل از حقیقتِ شیء سؤال مى‌كند، حالا متكلم امساك مى‌كند و جواب نمى‌دهد این دیگر به ماى شارحه و به ماى حقیقیه ربطى ندارد. این به امساك متكلم از جواب دادن مربوط است چطور این كه در مورد ماى حقیقیه هم ممكن است متكلم امساك كند و حدّ را نیاورد یا حدّ را بیاورد، جنس را بیاورد یا با یك ذاتى بیاورد یا فصل را با یك ذاتى بیاورد. در هر صورت جنس و فصل را توأماً در طلب ماى حقیقیه نیاورد، آن دیگر مربوط به مواضع است.

  •  پس بنابراین این كه آمدند مطالب را به ماى حقیقیه و ماى شارحه قسمت كرده اند اى این مسأله محملِ تأمل است و ما یك ما بیشتر نداریم وآن عبارت از ماى حقیقیه است.

  • بازگشت هل مركبه به دو هل بسیطه است

  •  اما هل چرا دو تا داریم؟ یكى هلِ مركبه و یكى هلِ بسیطه كه داریم كه باز برگشت آن هم به دو هل بسیطه است چون یك وقت مى‌گوئیم هل زیدٌ موجودٌ؟ یك وقت مى‌گوئیم هل زیدٌ فاضلٌ؟ این هل زیدٌ فاضلٌ به دو قضیه منقسم مى‌شود. یكى زیدٌ موجودٌ، و یكى هم زیدٌ الموجود فاضلٌ به دو قضیه منقسم مى‌شود و این به اصطلاح یك مطلب است.