اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

نسخه عربی

جلسه ۸۰

6
  •  استكمال و به حقیقت تجردیه رسیدن است این سؤال از لِمَ، یا اینكه سؤال از لمییت فاعلى مى باشد، در مورد ماهیت سؤالش هم در واقع از لمییت حقیقت شیء است

  •  و بحث دیگرى كه هست آن هم این است كه حدّ وسط در برهان عبارت است از همان حّد وسطِ برهان، كه همان حدّ براى ماهیت شیء هم هست كه آن حدّ وسط در ماهیت عبارت از صورت است و آن حدّ وسط براى برهانى است كه بر وجود أشیاء در عالم خارج اقامه مى‌شود. حالا یك نكته در اینجا هست كه ماهیت به چه چیزى گفته مى‌شود؟ و با چه چیزى از اینها سؤال مى‌شود.

  •  ماهیت عبارت است از سؤال از حقیقته الشیء كه حقیقت در اینجا به معناى واقعیت و شیء در خارج نیست كه به معناى موجودیت باشد به معناى ذاتى الشیء است، به عبارت دیگر حقیقتُ الشیء در اصطلاح به معناى همان صوره الشیء است نه اینكه به معناى واقعیت شیء باشد، در جاهاى مختلف اصطلاحات مختلفى هست. در اینجا با ماىِ حقیقیه سؤال مى‌كنیم كه ماى حقیقیه، براى تبیین حقیقت شیء مى‌آید فرض كنید، مى‌گوئیم الماء ما هو؟ الانسان ما هو، مى‌گوئیم حیوانٌ ناطقٌ.

  •  یك مطلبى را بر طبق قاعده و نظم منطقیین مى‌فرمایند كه: أُسُّ المطالب ثلاثه الِعُلم ـ مطلب ما، مطلب حدّ، مطلب لم

  •  ما همانطورى كه مرحوم حاجى مى‌فرماید ما سه مطلب داریم كه این سه مطلب مطلوب ماست و از آن سه مطلب طلب و سؤال مى‌كنیم و براى رفع جهل از او پرسش مى‌كنیم. سه مسأله، مسأله اصلى ما است یكى: مطلبُ مَا است، كه از ماهیت شیئ سؤال مى‌كنیم؛ لمیت شیئ یكى مطلب هل است كه از وجود شیئ سؤال مى‌كنیم و یكى مطلب لِمَ كه از لمیتّش سؤال مى‌كنیم، از علت شیئ سؤال مى‌كنیم، لِمَ یعنى لماذا.

  •  هر كدام از این دو به دو قسم تقسیم مى‌شوند البته ما مطالب دیگرى هم داریم كه اینها فروعات هستند و به این دو قسم بر مى‌گردند. فرضاً از عوارضش، از مكانش، از زمانش، از مقدارش، از كَمّش، از كیفش، كه اینها مطالبى هستند كه ما مى‌توانیم به واسطه هل از اینها هم سؤال بكنیم البته یك مطلبى كه در اینجا هست این است كه، هل به جاى اینها مى‌نشیند یعنى هم هَل براى هَلِ بسیطه مى‌آید هم براى هل مركبه مى‌آید و هم براى هل زمانیه مى‌آید هل هو فى هذا الزمان لذا منطقیون آنها را متفرع بر این سه مطلب قرار دارند و اصل و اساس را این سه تا قرار دادند كه در اینجا یك اشكالى هست و آن كه همزه استفهام هم به جاى هَل مى‌آید و همزه فقط براى صِرف هل، هل بسیطه نیست، هم همزه استفهام براى استفهام بسیط مى‌آید كه صِرِف حملِ وجود بر آن ماهیت باشد و هم براى استفهام مركب مى‌آید كه هلیت مركبه باشد و هم براى سایر موارد همزه استفهام همزه مى‌آید. این یك اشكالى بود كه در جوهر النضید هم مى‌باشد