اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

نسخه عربی

جلسه ۷۹

5
  •  ما كارى نداریم كه این وجود در خارج است یا این وجود به جعل جاعل مجعول شده یا خودش به تنهایى مجعول شده است؟ ما به این كار داریم كه آیا بالأخره این وجود خارجى تحقق استقلالى دارد یا ندارد آیا مستقل است یا مستقل نیست؟ یا این وجود و این تعین، یك تعین مستقل خارجى است یا نیست؟ اگر تعین مستقل خارجى است، این انتزاع موجودیت از این وجود بلامانع است چون الآن این وجود در خارج است و آن را مى بینیم. وقتى كه ما این وجود را در خارج مى‌بینیم، چطور انتزاع وجود را از این نمى‌كنیم؟ در ماهیت كه انتزاع نمى‌كنیم چون ماهیت لااقتضاء است نسبت به وجود و عدم، كه نمى‌توانیم انتزاعِ وجود كنیم اما از خود وجود خاص هم موجودیت را نمى توانیم انتزاع كنیم؟ عجب حرفى است! حالا این وجود خاص مرتبط به جاعل است ما به این كار نداریم؛ خوب مرتبط به جاعل باشد؛ این ارتباطِ به جاعل حدوث و بقاى هویت او را تشكیل مى‌دهد اما این مصحح حمل موجودٌ بر او نیست مصحح حمل موجود بر این وجود عبارت است از تعین خارجى خود این وجود. مثل اینكه فرض كنید در اینجا یك مرآتى است و این نور سراج در این مرآت منعكس مى‌شود. شما در اینجا دو حمل مى‌توانید بكنید. حمل اول اینكه بگویید این نور را انتزاع از این سراج مى‌كنید. انتزاع نور از این سراج به چه لحظ است؟ به لحاظ موجودیت این نور خاص است. این نور خاص چون الآن موجود است انتزاع نور را از این سراج مى‌كنیم. مى گوئیم الضوءُ موجودٌ. از آن طرف وقتى در مرآت كه نگاه مى‌كنیم مرآت هم نور دارد. در خود مرآت نور موجود است. لذا الآن واقعاً و بالاستقلال مى‌توانیم انتزاع موجودیت نور را بكنیم از همین نورى كه الآن در مرآت است. مى‌توانیم یا نمى‌توانیم؟ مى توانیم دلیلش این است كه اگر فرض كنید كه یك آینه و یك مرآتى را شما در این طرف قرار بدهید كه نور نخورد؛ شما فرق مى‌گذارید و مى‌گوئید فى هذا المرآت نوٌر و فى هذا المرآت لیس نورٌ شما دارید فرق مى‌گذارید. پس شما در واقع دارید نور را بالعیان در مرآت مى‌بینید خُب این نورى كه در مرآت است با نورى كه در سراج است متفاوت است. نور در سراج استقلال ذاتى دارد یعنى واجب الوجود بالذّات است. یعنى واجب النور بالذّات است اگر ذاتى باشد مثل شمس. اما نور در مرآت از باب جعل؛ تحقق خارجى پیدا كرده است چون جعل تعلق گرفته است، این ربط بین سراج و ربط بین مرآت موجب شده است كه این نور از سراج به مرآت منعكس بشود. ولى بالأخره این نور مستقل الآن هست یا نیست؟ نور مستقل است چون ما این نور را مى‌بینیم. گرچه ا این چراغ خاموش بشود، و این مرآت نور نداشته باشد ولى بالأخره از نظر تعین خارجى، ما نفس الّنور را در مرآت مى‌بینیم نه شیى دیگر را. یعنى همان نفس نورى كه در سراج است نفس همان نور الآن در مرآت است لذا ما مى‌توانیم انتراع موجودیت ضوء از همین مرآت در اینجا بكنیم و این با وصف به حال متعلق موصوف فرق مى‌كند.