اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

نسخه عربی

جلسه ۷۹

4
  •  پس بنابراین واجب الوجود بالذّات است حالا در این سریان وجود و نور وجود چه چیزى سریان پیدا مى‌كند؟ آیا مگر ما جداى از ذات چیز دیگرى داریم؟ همان ذات است كه سریان پیدا مى‌كند و تشكل و اشكال مختلفى پیدا مى‌كند چرا تحاشى داریم و چرا فرار مى‌كنیم؟ چرا از بیان این مسئله ما نفرت داریم؟ خود ذات حق با آن بیانى كه عرض شد لابشرط مقسمى كه دارد نه بشرط لا، این سریان پیدا مى‌كند و به واسطه سریانش در هر مرتبه ظهور و بروزى از خود دارد.

  • بناءًا على هذا وقتى كه اینطور شد ما به این نكته دوم مى‌رسیم حالا مى‌رسیم به اینجا كه انتزاع وجود موجود از این وجود خاص، آیا این انتزاع، انتزاع وصف به حال متعلق موصوف است؟ آیا این انتزاع، انتزاع مجازى است؟ آیا این انتزاع موجودٌ از این وجود،، انتزاع غیرحقیقى است یا حقیقى است؟ در باب وصف به حال متعلق موصوف مى‌فرمایند: اوّلًا بلااوّل این وصف مال این موصوف نیست مال متعّلق موصوف است وقتى كه شما به این كتاب مى‌گویید ابیض، بیاضیت را كه حمل بر كتاب مى‌كنید بیاضیت را نمى‌توانید از كتاب انتزاع كنید یعنى چه؟ یعنى به صِرف اطلاق كتاب شما بیاضیت را بفهمید. اینطور نیست و این مستحیل است چون كتاب، بیاضّیت ندارد. كتاب سوادیت ندارد و كتاب، لابشرطِ از الوان است و موضوع براى الوان است؛ این ابیضیت، وصف براى متعلق موصوف است. در واقع براى خود موصوف نیست ابیضیت وصف براى بیاض است چون بیاض عارض بر كتاب است، پس هذا الكتاب ابیض. چون این بیاض اولًا بر این كتاب عارض شده است و البیاضُ بیاضٌ پس بنابراین الكتاب أبیض. این را مى‌گویند وصف به حال متعلق موصوف حالا بیاییم ببینیم آیا در ما نحن فیه هم مسأله همین طور است یا نیست؟ در مورد ماهیات مى‌بینیم مطلب همین طور است و آنچه كه مى‌فرمایند صحیح است. اطلاقِ موجودٌ بر زیدى كه ماهیت است این وصف به حال متعلق موصوف است یعنى تا وجودِ خاص در خارج نباشد، شما نمى‌توانید این موجودٌ را حمل بر زید بكنید كه این زید ماهیت است. موجودیت زید كه زید ماهیت است به لحاظ موجودیت هذا الوُجوُد الخاص است. چون وجود خاص مجعول است و از باب اضافه اشراقیه تحقق خارجى دارد و تعین خارجى دارد، این موجود خاص یك ماهیتى را به وجود آورده كه ما به آن ماهیت مى‌گوییم ماهیه موجوده. پس این نَعت به حال متعلق موصوف است اطلاق موجودیت از باب حیثیت تقییدیه است. از باب حیثیت تقییدیه ما به این ماهیت مى‌گوئیم موجودٌ. (به خاطر وجود) حالا نقل كلام مى‌كنیم در این وجود، این وجود خاص كه ما به این مى‌گوییم موجودٌ این اطلاق موجودٌ بر این وجود اطلاق حقیقتى است یا مجازى است؟ اطلاق، اطلاق حقیقى است.