
جلسه ۷۹
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۷۹
1لیست لها هویات انفصالیه استقلالیه1
عرض شد كه در تتمه بحث دیروز (كه با مطالب امروز هم ارتباط پیدا مىكند) دو مطلب باقى مىماند؛ مطلب اول كلامى بود كه از مرحوم صدر المتالهّین در اینجا هست و در موارد دیگر هم ایشان ذكر كردند و آن این است كه در سریان نور وجود بر ماهیات و بالاصاله به نفس وجودات ماهیات، در اینجا ذات نیست كه سریان پیدا مىكند و نزول پیدا مىكند بلكه آثار ذات و ظهور ذات و لطف و عنایت ذات است.
مطلب دیگر كه در این جا هست و از كلام مرحوم بوعلى این استفاده را مىشود كرد این است كه بحث روى موجود بما هو موجودٌ است. عرض شد كه انتزاعِ وجود از ماهیات غیر ممكن است و انتزاعِ وجود از وجود ماهیات هم غیر ممكن است الّا به لحاظ حیثیت تعلیلیه. یعنى اگر ما بخواهیم موجودٌ را بر ماهیتى حمل كنیم، به لحاظ حیثییت تقدیریه و انضمامیه است چون ماهیت موجود به آن وجود خاص است، لذا ما مفهوم وجودِ مطلق و عام را بر ماهیت مىتوانیم حمل كنیم.
چون یك ظرف ماء در این اتاق هست ما مىتوانیم به نحو اطلاق بگوییم كه فى الغرفه ماءٌ، و منظور از ماء؛ ماء كلى باشد و طبیعیه الماهیه باشد. به عبارت دیگر مصحّح كلى تحقق طبیعت كلى، تحقق مصداق این طبیعت كلى است. اگر مصداق باشد این طبیعت كلى تحقق پیدا مىكند و تحقق طبیعت كلى به افرادِ در خارج است. بنابراین كِى ما مىتوانیم موجودٌ را به نحو عام در این زید حمل كنیم؟ وقتى كه وجود خاص مجعول باشد وجودِ خاصِ زید وقتى كه مجعول شد و از عرصه عدم پا به عرصه وجود گذاشت، در آنجا مىتوانیم آن مفهوم عام را از این وجود خاص انتزاع كنیم منتهى باز به لحاظ حیثیت تعلیله و ربطیه، چون این وجود خاص؛ وجود رابط است و وجودى است كه استقلال ندارد لذا از این نقطه نظر انتزاع وجود را از آنها نمىشود كرد و انتزاع وجود از این وجود خاص به لحاظ ارتباط با جاعل كه دارد. این ارتباط مصحح انتزاع موجودٌ از این وجود است. اگر ارتباط نداشت وجودى در خارج نبود لذا در اینجا مىگویند كه این انتزاع، انتزاع مجازى است و اتّصاف این وجود به موجودیت این اتصاف، وصف به حال متعلق موصوف است یعنى در واقع این اتّصاف مىخورد به جعل جاعل بالعَرَض و المجاز ما به این وجود نسبت دادیم گفتیم هذا الوجودُ موجودٌ
- اسفار، ج ١، ص ١٠٧.
