اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

نسخه عربی

جلسه ۷۸

9
  •  پس ما كلام را نقل در آن وجودِ خاص مى‌كنیم. از ماهیات فارغ شدیم؛ كه ماهیت به لحاظ ضم ضمیمه مصحّح حمل وجودٌ بر او هست. حالا آمدیم سراغ این وجود خاصّى كه اختصاص به زید دارد. این وجود خاص باز هم ممكن است. چرا؟ دیگر در اینجا نمى‌توانیم بگوئیم این وجود خاص ممكن است معناى امكان را در اینجا بیاوریم كه متساوى الطرفین نسبت به وجود و عدم باشد چرا؟ چون الآن خودش موجود است؛ وقتى كه وجودِ خاص هست، دیگر تساوى‌الطرفین نسبت به وجود و عدم یعنى چه؟ معنا ندارد. اینجاست كه ما ناچاریم آن معناى دوم امكان را كه افتقار ذاتى هست نسبت به این وجود خاص بیاوریم.

  •  در مورد ماهیات شما مى‌توانید بگوئید كه ماهیات ممكن؛ ممكنً یعنى چه؟ یعنى متساوى الطرفین نسبت به وجود و عدم است. اگر جاعل جعلش تعلق بگیرد ماهیت موجود مى‌شود، واگر جعل تعلق نگیرد ماهیت معدوم مى‌شود. ولى صحبت در این است حالا كه ماهیت؛ موجود شد از متساوى طرفین در آمد و ترجیح یكى از طرفین بر او متعین شد و مصداقِ حمل موجودٌ شد. حالا كه مصداقِ‌حملِ موجود هست؛ وجودِ خاص براى این ماهیت اختصاص داده شده آیا ما باز به این وجود مى‌گوئیم متساوى الطرفین؟ متساوى الطرفین نیست. این موجود شد. این وجود خاص از مرحله استوا در آمد، ولى یك مسأله باقى مانده و آن اینكه آیا این وجود خاص مستقّل بالذّات است مانند واجب الوجود یا اینكه این متدّلى بالغیر است؟ آیا این اتّكاء به غیر دارد یعنى اتّكاء به مبدأ دارد یا اینكه مستقل بالذّات است؟ نه! مى‌گوئیم این متكى بالغیر است. وقتى كه متكّى بالغیر شد اینجامى گوئیم چه رابطه‌اى نسبت به تو و ذات خودت باید ایجاد كنیم؟ مى‌گوید من ممكن الوجود هستم. ممكن الوجود نه به معناى استواى طرفین بلكه به معناى افتقار ذاتى یعنى این وجود با آنكه وجود است، با اینكه حصه‌ء خاص است با اینكه مااو را مى‌بینیم و مشاهَد ماست با آنكه در مرئا و مَنظَر ما هست و با اینكه از استواء الطّرفین بیرون آمده و خارج شده و أحد الطّرفین را اختیار كرده است ولى باز افتقار ذاتى به مبدأ دارد. چون حقیقت او و تعین او و حیثیت او نیست الّا حیثّیت ربطّیه. یعنى جنبه‌ء ربطّیت با مبدأ است كه حیثیت او را؛ حقیقت او را؛ هویت او را تشكیل مى‌دهد آن جنبه‌ء ربطیه اگر نباشد هویت خارجى هم معدوم خواهد بود آن جنبه‌ء ربطى است كه باعث مى شود ما ببینیم، باعث مى‌شود ما لمس كنیم و باعث مى‌شود ما مشاهده كنیم، آن حقیقت ربطّیه است كه ما اسمش را مى‌گذاریم وجودِ زید، وجودِ عمرو، وجود كتاب، وجود فرش، وجود أسد، وجود بقر، آن حیثیت ربطیه عبارت از ظهور وجود است.