
جلسه ۷۸
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۷۸
7اما فرض كنید یك وقتى ما نگاه به یك موجود مىكنیم. و مَوْجودً راكه بر یك چیزى اطلاق مىكنیم به لحاظ تقید او به یك قیدى است كه مىگوئیم: زیدٌ موجودٌ این موجودٌ یك وصف عام است كه شامل همه موجودات مى شودو این موجودٌ را كه شما بر این زید حمل كردید، آیا از ذات زید انتزاع كردید؟ به عبارت دیگر ذات زید اقتضاى وجود را مىكند؟ اینكه اینطور نیست. چون زید را شما بلا وجودٍ و عدم تصور مى كنید بنابراین وجود را كه شما حمل بر زید مىكنید از ذات زید انتزاع نكردید چون زید؛ چیست؟ ماهیت است و ماهیت ـ لَیسَ بمعدومٍ و لابموجودٍ ـ پس بنابراین حملِ موجودٌ بر این زید به واسطه چیست؟ به مناط ذاتیت اواست و یا به مناط شیء دیگر؟ معلوم است كه به ضّم ضمیمه است. آن ضمیمه چیست؟ موجودٌ است. یعنى چون این زید متصّف به وجود شد آنگاه ما این موجودٌ را حمل بر زید مىكنیم.1
اگر شما نحوه تكیفِ وجود را اسمش را ماهیت مىگذارید، این را هم در ذهن و هم در خارج داریم. در خارج اسمش را ماهیت مىگذاریم و در عقل اینها را از هم منفصل مىكنیم.
ما مىگوئیم زیدٌ موجودٌ اینكه زیدٌ الآن موجودٌ بالأخره یك ماهیتى در ذهن تصور كردید كه حمل وجود بر او كردید. ما مىگوئیم حمل وجود بر این زید كه در خارج است حملِ ذاتى نیست به جهت اینكه اگر حملِ ذاتى بود لازمهاش این است كه خود ماهیت اقتضاى وجود كند در حالتى كه ما ماهیت را بدون وجود و عدم تصور مى كنیم. پس الآن بواسطه ضّم ضمیمهاى؛ یعنى محمول بضمّیمه در اینجا داریم. آن وجود؛ محمولِ بضمّیمه است؛ بواسطه وجودى كه الآن عارض بر ماهیت شده و ماهیتى كه نبوده را موجود كرد، یعنى بواسطه این وجود، الآن صحتِ حمل موجودٌ بر آن ثابت است یعنى الآن ما مىتوانیم بگوئیم الآن زیدٌ موجودٌ اما قبل از اینكه این وجود عارض بر این ماهیت بشود ما نمىتوانستیم یك همچین حملى بكنیم چون كه هنوز وجود ندارد.
- سؤال: ما در خارج ماهيت نداريم مگر بر مبناى اصالت ماهيت؟
جواب: اگردر خارج ماهيت نداريم پس ما هيچوقت ماهيت نداريم نه در خارج و نه در ذهن، هيچ چيزى نداريم.
سؤال: در ذهن امکان دارد انسان منهاى وجود يک مفهومى را تصور کند.
جواب: آن وجود ذهنى هم با وجود شد.
- سؤال: ما در خارج ماهيت نداريم مگر بر مبناى اصالت ماهيت؟
