اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل

نسخه عربی

جلسه ۷۸

2
  •  در این موقع صحبت در این است كه آیا انتزاعِ وجود از این ذات مى‌شود یا نمى‌شود؟ من باب مثال اگر شما در اینجا فقط به بیاض نظر كردید، نظر فقط به بیاض بود؛ اما اینكه این بیاض عارض بر چه موضوعى شده كارى نداریم فرض كنید كه من باب مثال وارد اتاق مى‌شوید و نگاه مى‌كنید مى‌بینید یك چیز سفیدى روى فرش افتاده است، شما توجه نمى‌كنید این چیز سفیدى كه الآن روى فرش افتاده، كاغذ است یا پارچه است؟ قماش است یا قمیص و یا اینكه زجاج است؟ به هیچ چیزى شما در اینجا توجه نمى‌كنید فقط اولًابِلااوّلْ نظر شما بر یك چیز بیاضى مى‌افتد كه روى این فرش است. در اینكه این بیاض وجود دارد و تحقق دارد ما شك نمى‌كنیم یعنى اولًا بلا اوّل وجود بیاض را ما در نظر مى‌آوریم (از باب تشریح). بعد آن وقت مى‌آئیم به این بیاض نگاه مى‌كنیم و دست به آن مى‌زنیم، این طرف و آن طرفش مى‌كنیم این بیاض را مس مى‌كنیم و متوجه مى‌شویم كه یا قمیص است یا قرطاس است و یا چیز دیگر است.

  •  در اینجا در لحاظ بعدى ما به موضوع این بیاض پى بردیم اما در لحاظ ابتدایى و اولّى به نفس بیاض اطلّاع پیدا كردیم نه به موضوع آن، این بیاض عَرَض است و عارض بر یك موضوعى باید باشد. اولًا بلا اوّل ما موضوع را متوجه نشدیم كه این موضوع قرطاس یا قمیص یا غیر ذلك است. اولًا بلااوّل ما به بیاض اطلاع پیدا كردیم (این از باب تشبیه).

  •  در ما نحن فیه، موجود یك وقتى به یك حیثیتى است كه نفس وجود از او انتزاع مى‌شود. یعنى وقتى كه ما نگاه به این موجود خارجى بكنیم بدون توجّه به اینكه این موجود آیا جزءِ نوعى از انواع است، جزءِ صنفى از اصناف است، جزءِ عالمِ طبع است یا عالمِ غیر طبع است و یا جزءِ مجردات است یا عقول است؟ به هیچ چیز اینها ما كار نداریم. یعنى وقتى كه نظر به موجود مى‌كنیم نفس وجود را ما از این موجود انتزاع مى‌كنیم. دیگر صنف، نوع، تجّرد، عدم تجّرد، مادّه و غیر مادّه؛ هیچ كدام اینها مورد لحاظ نیست. این موجودً را ما اسمش را لحاظ اطلاقى مى گذاریم. یعنى به لحاظ شیء، ما به این نگاه نمى‌كنیم.