
جلسه ۷۸
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۷۸
10بناءًعلیهذا اینجاست كه ایشان مىفرمایند و به این نكته مىخواهند توجه بدهند كه مسألهء انتزاعِ وجود از موجود این انتزاع وجود از حیثّیت ذات نیست. یعنى ما به این وجود هم بخواهیم نگاه بكنیم ذاتِ این وجود؛ انتزاع وجود از او نمى شود الّا به لحاظ تعلیلى و به لحاظ اتصال به مبدأ چون این وجود متصّل به مبدأ هست ما انتزاع وجود از آن مىكنیم پس در واقع انتزاع وجود از چه كردیم؟ از مبدأ كردیم نه از این وجود. این وجود فقط یك ربط است و چیزى نیست، این فقط یك ظهور از مبدأ؛ به عالم خارج و به عالم اعیان است. فقط جنبهء ربطى در اینجا مصحّح انتزاع وجود از او هست اگر آن جهت ربطى نباشد، این عدم است. وقتى كه عدم شد انتزاع وجود دیگر از آن نمىشود كرد و مثل ماهیت مىشود منتهى در ماهیت حیثّیت تقییدیه است حیثیت انضمامّیه است (البته انضمامّیه اتحادیه) یعنى ماهیتِ موجود؛ به لحاظ این وجود خاص یعنى مقید، چون مقید به این وجود خاص شد مصحّح حمل موجودٌ است اما در خود وجود دیگر مقّید نیست در اینجا این جهت تعلیلى دارد. چون معلول براى آن علت است، در اینجا مصحّح حمل موجودٌ هست. وجود زید موجودٌ، وجودِ بكر موجودٌ، وجودِ كتاب موجودٌ، این وجودات خاصه و این حَصص خاصه، به لحاظ ارتباطى كه با مبدا دارند باعث مىشوند ما بتوانیم وجود را بر آنها حمل كنیم پس به لحاظ جنبه ربطى كه دارد. اینها ممكن مىشوند
بناًء علیهذا موجوداتِ در خارج بنابر تفسیر مرحوم بوعلى دو قسم شدند: موجودى كه وجود از او انتزاع مىشود بدون ضمّ ضمیمه و بدون حیثیت تقییدیه یا تعلیله یا إعتبار معتبِر، فرض كنید كه مىگویند یك گروه موجود است گروه یعنى چه؟ گروه یعنى عِدّه افرادٍ مُجتمعه ـ ؛ عدهءافرادى كه جمع بشوند به آنها یك گروه مىگوئیم و میگوئیم گروه موجود است، سِعه موجود است، این إعتبارِ معتبِر است و معتبر اینها را مجتمِع مىبیند و وجود را بر این عنوان حمل مىكند. اگر همینها را معتبِر متفرِق ببینید وجود دیگر بر اینها صدق نمىكند این به اعتبار معتبِر است.
